اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی |
« موفقيت هر شخص به ديگران نيز بستگي دارد پس مردم را دوست داشته با شيد »
يك فروشنده براي فروش محصولاتش نيازمند مردم است ؛ موفقيت يك سياستمدار در انتخابات بستگي به راي مردم دارد ؛ پس با دوست داشتن مردم ؛ مجبوب ميشويد و مردم نيز از شما حمايت ميكنند و محبوبيت نخستين مسئله "مورد توجه بودن" است و كساني ما را ارتقا ميدهند كه در نظرشان دوست داشتني و معقول جلوه كنيم و در معاشرت ميبايست طوري رفتار نمود تا هيچ كس با ما احساس ناراحتي نكند ؛ بيهوده تلاش نكنيم كه تظاهر كنيم به همه چيز عالميم و از ظاهر سازي بدور باشيم ؛ گلايه ها را فراموش كنيم وبايد شخصيت خود را زير ذره بين ببريم ؛ از محبت بي ريا استفاده كنيم ؛ در ايجاد دوستي پيشقدم باشيم ؛ خوش بين بوده و به خود بگوئيم كه شايد من براي او زياد مهم نيستم ولي او براي من خيلي مهم است ؛ حداقل دوستي اتان را با نامه و تلفن و.... حفظ كنيد ؛ " اشتباه " انساني ترين خصلت مشترك است ؛ همديگر را ببخشيم ؛اگر كار كسي را تائيد نميكني ؛ هرگز از او بدت نياد ؛ با دوست داشتن ميتوانيم در مسائل كاري با هم كنار بيائيم ؛ براي جلب دوستي ؛ هنر شنيدن را بيشتر بكار ببنديم تا گفتن را ؛ پس براي خود نقشه اي بكشيد كه با بيشتر دوست داشتن مردم ؛ پيروزمندتر شويد .
خداوند رحمان ؛ پس از احترام به خود و والدين ؛ احترام و دوست داشتن و ياري مردم را متذكر گرديده اند
همين الان از خود بپرسيد كه تا محبوبيت چقدر فاصله داريد ؟
تصميمات خداوند مرموزند ؛ اما همواره به نفع ما هستند « پائولو كوئيلو »
شخصي به دوستش گفت : « بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي ميكند برويم ؛ مي خواهم ثابت كنم كه ؛ او فقط بلد است كه به ما دستور دهد و هيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نميكند ».
ديگري گفت : « موافقم ؛ اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم » .
وقتي به قله رسيدند ؛ شب شده بود ؛ در تاريكي صدائي شنيدند ؛ « سنگ هاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد و آنها را با خود ببريد » .
شخص به دوستش گفت : « مي بيني ؟ بعد از چنين صعودي ؛ بجاي كمك به ما ؛ از ما ميخواهد كه بار سنگين تري را هم حمل كنيم ؛ محال است كه اطاعت كنم » .
ديگري گفت : « من به دستور عمل مي كنم » .
وقتي به دامنه كوه رسيدند ؛ هنگام طلوع بود و انوار خورشيد ؛ سنگهائي را كه دوست مطيع و مومن با خود آورده بود را روشن كرد ؛ آنها خالصترين الماسها بودند .
هان مشو نوميد ؛ چون واقف نه اي از سرغيب
باشد اندر پرده ؛ بازيهاي پنهان غم مخور
بزرگترين شكست ؛ از دست دادن ايمان است ؛ موفق كسي است كه علي رقم همه رويدادها ؛ قلب و دست خود را بسوي خدا ميگيرد و ميگويد : من به تو توكل ميكنم .
در بحرانها چقدر به خدا اطمينان داريد؟ اطمينان در آرامش نهفته است ؛ در بحرانها چقدر آرامش داريد ؟
« شخصیت از رموز موفقیت است و شخصيت شما تابع انديشه شماست »
جلب اعتماد بيشتر نشانه موفقيت است ؛ براي انكه تشخص داشته باشيم بايد متشخص باشيم ؛ براي خود احترام قائل شويد ؛ خوب لباس بپوشيد وگرنه برايتان گران تمام ميشود ؛ خود آزاريهاي تحقير كننده را كنار بگذاريد و خود ستائي كمال گرايانه را تمرين كنيد ؛ از خوشحالي و پيشرفت و موفقيت بگوئيد ؛ شور و شوق را ظاهر كنيد ؛ احساس دلگرمي داشته با شيد ؛ جلو برويد و در توصيف ارزشهاي خود شكسته نفسي نكنيد ؛ كارتان را با اهميت تلقي كنيد ؛ تسليم حوادث نشويد ؛ با تاثيرات سركوب كننده مقابله كنيد و بدانيد فكرهاي بزرگ براي آدمهاي بزرگ ؛ هيچگاه خنده دار نيست و بلعكس ؛ قطعا افرادي كه آيه ياس ميخوانند ؛ آدمهاي موفقي نيستند و كلامشان سم است ؛ براي اينكه فردا رهبر بزرگي شويد ؛ ميبايست امروز پيرو خوبي باشيد ؛ از افراد وارد و مثبت راهنمائي بخواهيد زيرا در دنيا مدرن و سريع ؛ جائي و سودي براي تنگ نظري وجود ندارد و حسودها را از لذت ناراحتي خود محروم كنيد چون آينده شما مهم است ؛ استراحت روحي كنيد و سعي كنيد به آدمهاي كوچك احساس بزرگي دهيد ؛ بنفع شماست ؛ به همه رفتار و كارهاي خود روح واقعي دهيد ؛ پيك خوش خبر و سرزنده باشيد ؛ديگران را تشويق و ياري كنيد ؛ خانواده و دوستان خود را هوادار خود كنيد و در همه زمان ادب را رعایت کنید ؛ اسم خود را بگوئيد و ديگران را به اسم ؛ مورد خطاب قرار دهيد ؛ بيش از حد انتظار ديگران كار و كمك كنيد ؛ مردمان بيشتر دور و بر آدم شاد جمع ميشوند ؛ پس بهتر از هميشه شويد !!!!!!!!!!
آيا شما دوست داريد با شخصي با خصوصيات فوق ارتباط داشته و همراه باشيد ؟
یا فتاح
بدینوسیله از مدیریت محترم پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا و مدیریت بزرگوار سایت موفقیت وهمچنین مسئولین معزز ماهنامه شادکامی و موفقیت و مجله موفقیت تقدیر و تشکر مینمایم ِ زیرا مطالبی را با آدرس اینجانب بر وبسایت و نشریه خود قرار دادند و انچه مسلم است ِ تشکر اینجانب در برابر محبت های ِ این بزرگواران و شما یاران با وفا و صمیمی وِ علی الخصوص کسانی که نامشان در فهرست پیوندهای وبلاگ ثبت شده ِ بسیار اندک میباشد .
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا موفقیت ماهنامه شادکامی و موفقیت مجله موفقیت
« به خود ايمان بياوريد تا اتفاقات خوب رخ دهد »
موفقيت يعني رهائي از نگراني و سر خوردگي واحترام به خويش واز ابزارهاي لازم براي رسيدن به موفقيت ؛ ايمان است ؛ زيرا اگر ايمان داشته باشيد كه موفق ميشويد ؛ حتما موفق ميشويد زيرا ايمان باور را ميسازد و باور ؛ روش كار را پيدا مي كند .
ايمان شما به توانستن ؛ اعتماد ديگران را نيز بسوي شما جلب ميكند و اعتقاد و ايمان به پيروزي بخش ضروري سرشت انسانهاي موفق است .
بي رغبتي و ترديد ؛ دشمن ايمان است و نگذاريد فكرتان بر عليه شما بكار افتد و هميشه به پيروزي فكر كنيد .
احترام گذاشتن به چهره هاي پيشرو و مطالعه شخصيت آنها خوب است وليكن ستايش هرگز !!! ؛ باور كنيد بيشتر از آنها هم ؛ شما ميتوانيد پيش برويد ؛ زيرا آدم سنجيده براي عزت نفس خود احترام بسياري قائل است و بزرگ انديش است و ميگويد : من بايد ركورد را بشكنم و هيچگاه خود را دست كم نمي گيرد وكساني بزرگان آينده ميشوند كه امروز در مرحله بلوغ فكري اند .
هر چقدر اهداف شما بزرگتر باشد ؛ افكار شما بزرگتر ميشود و ايمانتان قوي تر !!!!! از بزرگي هدف خود نترسيد ؛ براي رسيدن به آن ؛ مراحل آنرا به جز جز كوچكي تبديل كنيد و ميبينيد كه چقدر يك قدم برداشتن راحت است .
همه از كودكي تاكنون در سر خود روياهائي داشته اند كه ممكن است سركوب شده باشد و بيائيد بار ديگر اين روياها را كه هنوز دوست داريم را زنده كنيم ؛ فهرست را در كاغذي بنويسيم ؛ لحظه رسيدن به رويا را در مغزمان تخيل كنيم و لذت ببريم و سپس راجبش هدف كذاري كنيم ؛ ودر اينجا ؛ ايمان ؛ روياهاي شما را قاطعانه به واقعيت تبديل ميكند
آيا شما فهرستی از روياهاي دست نيافته خود را داريد ؟
با چه حد اشتیاق ِ در پی واقعی سازی آن هستید ؟
چه مقدار به خودتان ایمان دارید ؟
ترس از موانع رسيدن به موفقيت است و بايد ترسهاي بيمورد را از ميان برداشت
هنگامي كه از دوستان خود ميشنويد : نگراني زائيده تخيل توست و نگران نباش ونترس ............گاهي اوقات درخوش نيتي آنها شك كنيد ؛ زيرا اين مسكن هاي موقتي است و چاره ساز نيست ؛ بله ترس وجود دارد و براي به زانو در آوردن آن ابتدا بايد وجودش را بپذيريم و علت را بشناسيم وسپس از ميان ببريم ؛ زيرا حضور ترس ؛ انرژي و كارائي را تحليل ميبرد.
اقدام ترس را از بين ميبرد و بلاتكليفي و تعلل به ترس ميدان ميدهد و هيچكس نترس از مادر زائيده نشده وليكن كساني چهره هاي شاخص شدند كه بر ترس چيره گشتند و در همه جا بدون اضطراب و مصمم وارد ميشوند زيرا كه تنها با همت خويش توانسته اند اطمينان بخود را ذره ذره بياموزند و بايد نقاط ضعف و قدرت خود را دريابيم و علت ترس را بنويسيم و سپس نتيجه گيري كنيم كه آخرش چه ميشود ؟ راه چاره را پيدا كنيم و چه بسا كه بعضي ترسها فقط بخاطر عقده حقارت و سركوبي در دوران كودكي است .
نترسيد ؛ اميد و هدف را با عمل و دعا در هم آميزيد وهيچگاه بيكار نباشيد وسپس علفهاي هرزه افكار را بچينيد .
ترس انسان را به پائين تر مرحله حقارت تبديل ميكند و يا اگر ضرري هم نداشته باشد ؛ از رسيدن به درجات بالاتر ؛ جلوگيري ميكند و ترس همچون موريانه عمل ميكند ؛ خاطرات منفي را دفن كنيد ؛ توازن روابط را حفظ كنيد و اجازه ندهيد طرف مقابل بر شما اشراف داشته باشد ؛ از ديگران براي خود غول نسازيد ؛ آنها هم يكي مثل شما هستند و با مشكلات ديگر ؛ حسرت خوردن ندارد ؛ گاه بعضي اشخاص ؛ در مقابل انساني ديگر ؛ تبديل به گدا ميشوند و گدائي ميكنند ؛ حتي گدائي احترام و محبت ؛ چرا ؟ بايد با رقابت صحيح از خودمان دفاع كنيم ؛ رو راست عمل كنيم و سپس با وجدان آسوده ؛ ترس را از بين ببريم ؛ از نگاه كردن در چشمهاي ديگران فرار نكنيد ؛ به سرعت راه رفتن خود بيفزائيد ؛ در محيط هاي جمعي در رديف جلو بنشينيد ؛ شانه راعقب و سر را بالا نگهداريد ؛ بلند و قاطع و داوطلبانه و خندان سخن بگوئيد و در لحظات ترس به خود بگوئيد كه همين الآن موقعشه كه خودم را نشان بدهم كه من كيستم و من نميترسم .......... ويادتان باشد از همنشيني ومشورت با آدم ترسو بي دليل ؛ دوري كنيد .
آيا شما ترسي را در خود ميبينيد كه دائم با شما باشد ؟
براي رفع ترس ؛ شما چه راهي را انتخاب كرديد ؟
امام صادق ع فرمودند:
« از هم صحبتی با پنج كس حذر كنيد »
1- دروغگو؛ زيرا كه هميشه با وي در غرور باشي ( كسي كه بيخودي از آدم تعريف ميكنه ).
2 - احمق ؛ زيرا هر وقت كه سود ترا بخواهد ؛ زيان رساند و نداند .
3 - بخيل ؛ زيرا كه در بهترين وقت ؛ از تو جدا ميشود .
4- ترسو ؛ زيرا در و قت نياز ؛ ترا تنها ميگذارد .
5 – فاسق ؛ زيرا كه تو را به يك لقمه بفروشد و گاه به كمتر از يك لقمه .
گفتند : كمتر از يك لقمه چيست ؟
فرمود : طمع در آن .
------------------------------------------------------------------------------------------------------
آیا تاکنون با این قبیل اشخاص برخورد داشته و یا دارید ؟
با حس حسادت چه میبایست کرد ؟
یا حق
پا سلام بخدمت شما بزرگواران
در نظرم دارم هر چند وقت یکبار برخی دوستان و آدرس وبلاگهایشان را به شما معرفی کنم و امیدوارم به هم سر بزنیم و همگی با هم ارتباط خوبی داشته باشیم :
سیب سبز( گروهی ) اطلاع رسانی ( آقا مهدی ) راونشناسی (غزل)
زندگی موفق ( محمود و هنگامه ) دهکده موفقیت ( فاطمه )
روان شناسی (خانم حکمت نیا ) معراج مومن سیمرغ
گلستان سخن سمپاد (آقا مصطفی ) نرگس و داداشی لمس موفقیت (لینا و بهروز) فکر برتر( علی آقا )
شعر و ادبیات (خانم شیرین ) معنای عشق ( حمید )
باران ( بانوی اردیبهشت ) دانشجو ( آقا میکائیل ) مهرورزی و موفقیت( خانم امینیان )
اندیشه های الهی ( زائر ) قلم و اندیشه ( آرزو خانم ) و........... ادامه دارد .
« همه حرف خوب ميزنند ؛ اما كي خوبه اين وسط ؟ »
راستش اين كلام بالا مد تي است كه ذهن مرا مشغول كرده ِ که فکر کنم جنبه عمومی هم داشته باشه ! و سوالاتی برای من
پیدا نموده و پی به معایبی از خودم بردم که در راه اصلاح آن می کوشم
مثلا : اگراز هركسي پرسيده شود :
آيا دروغ گفتن كار درستي است ؟ آيا غيبت كار درستي است ؟ آيا..........؟
همه سریعا ميگویند : نه ! و..........
اگر بپرسند : محبت و گذشت و ایثار خوب است ؟
همه سریعا میگویند : بلی ! و...........
ويا اشخاصی هستند که دانشها و اطلاعاتی از قبیل : مذهبی و خوشبختی و موفقیت و رسم عاشقی و رفتاری و شجاعت و زندگی و ... را دارا هستند و عرضه نیز میکنند و براحتی در این رابطه حرف میزنند و می نویسند .
ولي آيا به اين دانسته ها چقدر عمل ميكنند؟
آیا الآن برای جواب متوجه عیوب دیگری هستیم و از محاسن خود میگوئیم ؟
یا اینکه
متوجه عیوب خود هستیم و به خود نگاه میکنیم ؟
آیا راحت دیگران را فریب می دهیم یا خودمان را ؟
آیا آنقدر که دیگران را سفارش و نصیحت میکنیم / خود را نصیحت میکنیم ؟
آیا اگر کسی صادقانه و شجاعانه اعمال و رفتار ما را نپذیرد / ارتباطمان را با او چه میکنیم ؟
آیا آئینه را باید شکست ؟
آیا دوست داریم دروغ بشنویم- ولی تعریف بشنویم ؟
به چه کسی اعتماد کنیم ؟
به کسی که خوب حرف میزند ؟ به کسی که خوب و اهل عمل است ؟
ما جز کدام دسته هستیم ؟
برخی انسانها گاهی اعتقاداتی« تشریفاتی » و « دو گانه » دارند و از رد آن اعتقادات بصورت کلامی گریزانند ولیکن در عمل ِ راه گریز را خوب اجرا میکنند.
« عالمان بدون عمل برای توجیه کردن استادان بهانه هستند »
و
و برای انجام ندادن کاری درست « هزاران بهانه در آستین دارند» و هزاران اما و اگر بکار میبرند و در آخر دیگران را مقصر جلوه میدهند ولیکن برای اینکه کار درستی را انجام دهند
« یک بهانه کافیست »
چرا ........؟ و چه باید کرد ؟
همه در پي كشف و دريافت موضوعات و اطلاعات جديد و دوباره و سه باره هستند و اين بد نيست ؛ ولي ايكاش به همانهائي كه ميدانند عمل كنند .
گفتا كه : الف گفت : دگر
گفتا : هيچ ؛ در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
از خداوند ميخواهم كه توفيقي دهد كه به آنچه ميدانم و مي نويسم ؛ خود عمل كنم و از گفته هاي خدا و بزرگان و نام آنها ؛ تنها بعنوان نوعي سرگرمي و وسيله ادعا برای خالی نبودن عریضه و براي خودنمائي و تظاهر و استفاده نكنم . ( آمین ) - از همگی دوستان التماس دعا دارم - برادر کوچک شما
« غرورنا بجا و ادعا ؛ فقط ناشی از نادانيست و موجب توقف ميشود »
مثبت انديشان مانند ورزشكاراني هستند كه با تغذيه مناسب و تمرين هدفمند ذهن خود را آماده نگهميدارند و ميدانند اگر تمرين نكنند چيزي براي آينده ندارند و مثبت انديشان از خود رفتار مثبت بروز ميدهند و افتخار و آموزش هاي گذشته را سرجاي خود وليكن هيچگاه توقف نمي كنند و مدام در حال آموزش و يادگيري ميباشند تا از افتخارات خود دفاع كنند .
« دانایان خوب میدانند که کم میدانند ولیکن نادایان بخاطر نادانی مغرورند و مدعی »
به اين درس و تجربه زيبا توجه كنيد :
جان هيزم شكني بود كه مدت 10 سال براي يك شركت كار ميكرد و هرگز حقوقش اضافه نميشد ؛ اين شركت شخص ديگري بنام بيل را استخدام كرد و در مدت يكسال حقوقش اضافه شد و جان از اين بابت خيلي ناراحت بود و پيش رئيس رفت و علت را پرسيد و رئيس گفت : تو هم اكنون به همان اندازه 10 سال پيش درخت قطع مي كني و اين شركت به بازدهي اشخاص توجه دارد و اگر تو هم اينچنين بشوي حقوقت را زياد ميكنيم ؛ جان برگشت و سخت و بمدت طولاني كار كرد وليكن بازدهي را نتوانست بالا ببرد و پيش رئيس آمد و مشكل را گفت و رئيس پيشنهاد داد پيش بيل برو و شايد رمزي هست كه من و تو نميدانيم و جان به سراغ بيل رفت و گفت : چكار ميكني كه درخت بيشتري قطع ميكني ؟ وسپس بيل گفت : من پس از آنكه درختي را قطع ميكنم ؛ دو دقيقه استراحت ميكنم و سپس تبرم را تيز ميكنم و راستي جان ؛ آخرين باري كه تبرت را تيز كردي چه موقع بود ؟
شما آخرين باري كه تبرتان راتيز كرديد ؛ چه موقع بود ؟
آنچه تاريخ ثابت كرده ِ كسي كه مدعي است كه همه چيز را ميداند مطمئنا در حال توقف است ودر طول مدت ؛ طبيعت درس و تجربه سنگيني را به او ميفهماند.
به نقل از بزرگي مراحل كسب دانش 3 مرحله است :
1- در ابتدا مغرور ميشود 2- پس از مدتي متواضع ميشود 3- سپس به مرحله اي ميرسد كه تازه ميفهمد كه هيچ نميداند .
« كساني كه دم از عاشقي ميزنند ؛ ابتدا بايد راه ورسم عاشقي را بدانند »
« گفتگوي عاشقانه مولا علي ع با خدا »
ای خدای من ؛ ای آقای من ؛ تویی مولای من ومن بنده توام وآیا در حق بنده جز مولایش که ترحم خواهدکرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی مالک وجود من ومن مملک توام آیا درحق مملوک جز مالکش که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی با عزت واقتدار ومن بنده ذلیلم وآیا درحق شخص ذلیل جز ذات باعزت واقتدار که ترحم خواهدکرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی خدای بزرگ ومن بنده حقیر وناچیز وآیا درحق بنده ناچیز جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی قوی و توانا ومن ضعیف وناتوان وآیا درحق ضعیفی ناتوان جز شخص قوی توانا که ترحم خواهدکرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی بی نیاز ومن فقیر آیا درحق فقیری محتاج جز غنی بی نیاز که ترحم خواهدکرد؟
آقای من ای آقای من تویی عطا بخش سائلان ومن به درگاهت سائلم وآیا درحق سائل جز عطا بخشنده که ترحم خواهدکرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی زنده ابدی ومن مرده بی روح وآیا درحق مرده ای بی روح جز زنده ابدی که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی وجود باقی ومنم تباه وفانی ونابودم وآیا در حق فانی ونابودشدنی جز ذات باقی سرمدی که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی موجود دایم ازلی ومن موجود زوال پذیر وآیا درحق موجود زوال پذیر جز ذات دائم ازل که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی روزی دهنده خلق ومن روزی خواهم وآیا درحق روزی خواهان جز رازق وروزی دهنده خلق که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی صاحب جود واحسان من بخیل وآیا درحق بخیل جز شخص باجودواحسان که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی عافیت بخش وشفا بخش ومن مبتلا وآیا درحق مبتلا جز عافیت وشفا بخش که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی عافیت خدای بزرگ ومن بنده کوچک وآیا درحق بنده صغیری جز خدای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی رهنمای خلق ومن بنده گمراهوآیا درحق بنده گمراه جز رهنمای عالم که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی خدای بخشاینده ومن بنده قابل ترحم وبخشش وآیا درحق بنده قابل بخشش جز خدای بخشاینده که ترحم خواهد کرد؟
آقای من؛ ای آقای من؛ تویی سلطانت من بنده امتحان شده وآیا درحق بنده امتحان شده جز سلطان عالم که ترحم خواهد کرد؟
آقای من؛ ای آقای من ؛ تویی رهبرودلیل ومن متحیروسرگردان وآیا درحق متحیر سرگردان جز دلیل ورهبر که ترحم خواهد کرد؟
آقای من؛ ای آقای من ؛ تویی خدای غفورآمرزنده ومن بنده گنهکاروآیا درحق بنده گنهکارجز خدای غفور که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من؛ تویی غالب وقاهرومن بنده عاجزمغلوب وآیا درحق بنده مغلوب مقهورجز خدای غالب قاهر که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ تویی پروردگار پرورنده خلق ومن مربوب وپرورش یافته توام وآیا درحق مربوبی جزآنکه پروردگار اوست که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای؛ من تویی خدای با کبریا ومن بنده فروتن وعاجزوآیا درحق بنده عاجز فروتن جز خدای باکبریای بزرگ که ترحم خواهد کرد؟
آقای من ؛ ای آقای من ؛ برهمتت ترحم کن وبه جود وکرمت وفضل واحسانت ازمن راضی وخشنود باش؛ ای خدای صاحب جود واحسان وفضل ونعمت بحق نعمتت یا الرحم ا لراحمین.
«اگر به ترجمه فارسي دعاها و آيات قرآن مراجعه كنيد ؛ واقعا لذت ميبريد»
خوشبختي سراغ كساني مي آيد كه به خودشان كمك ميكنند
اين حكايت را بخوانيد و نتيجه اش را بازگو كنيد :
روزي روزگاري سيلي شهر كوچكي را تهديد كرد و همه بدنبال نجات خود بودند به جز يك نفر كه مي گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » وقتي آب بالا آمد ؛ يك جيپ براي نجات او آمد ولي آن مرد گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » و از سوار شدن امتناع كرد ؛ آب كمي بالاتر آمد و به طبقه دوم خانه اش رسيد و براي نجات او قايقي فرستادند ولي دوباره آن مرد از رفتن امتناع كرد و گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » و آب باز هم بالاتر آمد و مرد به پشت بام خانه اش آمد و براي نجات مرد هليكوپتري فرستادند ولي مرد باز هم امتناع كرد و گفت : « خدا مرا نجات خواهد داد و من ايمان دارم » تا اينكه غرق شد و مرد ؛ آنگاه خدا را ديد و با عصبانيت گفت : « من به تو ايمان داشتم ؛ چرا نجاتم ندادي ؟ چرا دعاهاي مرا نشنيدي ؟ » و سپس خداوند پاسخ داد : « من دعاهاي تو را شنيدم ؛ پس فكر ميكني چه كسي براي نجات تو ؛ جيپ و قايق و هليكوپتر فرستاد ؟ ».
آزمون پشتكار
به ياد داشته باشيد تمام زندگي آزمون است و براي موفق شدن الزامي است و بايد در آزمون پشتكار قبول شويد و اين آزمون يك امتحان سريع و سرزده است و در هر موقعي سراغتان مي آيد و بدون قانون و قاعده و بر خلاف انتظار و هر وقت با مشكل و شكست و بحران و ناملايمات نا خواسته مواجه شديد ؛ همان موقع زمان امتحان پشتكار است و اينجاست كه بايد خودتان را به اطرافيان نشان دهيد كه عيار شما چند است .؟
هر انساني كه بخواهد در زندگي به موفقيت هاي بزرگ دست پيدا كند ؛ پشتكار خصوصيتي ضروري است و ميبايستي خود را براي پايداري و استقامت در برابر نا ملايمات و سر خوردگي ها يي كه ممكن است پيش بيايد آماده كنيد و تصميم بگيريد كه پيش برويد و هر گز ترس به دل خود راه ندهيد ؛ نترسيد هر چه پيش آيد خوش آيد .
جرات مقابله با مشكلات و نا ملايمات زندگي ؛ خصو صيتي است كه بيش از هر چيز ديگر موفقيت شما را تضمين ميكند ؛ رغبت شما براي اينكار از هر چيز ديگر بيشتر ارزش و اهميت دارد و در حقيقت پشتكار شما ميزان واقعي اعتقاد شما به خودتان يعني خود باوري و توانائي موفقيت شما ميباشد.
پاسخ شما به سوال ( مشكلات ) هر چه مثبت تر و سازنده تر باشد ؛ شما بهتر و قوي تر خواهيد شد و با بحرانهاي جديد بخوبي مبارزه ميكنيد و سر انجام به نقطه اي ميرسيد كه توقف نا پذير خواهيد شد و شما مانند نيروي طبيعت غير قابل مقاومت خواهيد شد و شخصي ميشويد كه مشكلات را هيچ مي انگارد و برايش فرقي نميكند چه مانعي سر راهش قرار دارد و راهش را ادامه ميدهد و هدف را مد نظر ميگيرد و مسير رسيدن را تغيير ميدهد .« برايان تريسي »
« ارتباط با ديگران ؛ عامل بزرگ پيروزي و شكست »
شخصيت و عملكرد شما بستگي دارد به اينكه در پنج سال گذشته با چه افرادي رفت و آمد كرده ايد و چه كتابهائي خوانده ايد ؟ « چارلي جونز »
تقريبا 85% موفقيت در زندگي بستگي به كيفيت روابط شخصي و مالي با ديگران دارد و هرچقدر مردم ؛ شما را بيشتر بشناسند و به درستكاري و مثبت بودن روش شما ايمان بيشتري داشته باشند ؛ موفقيت و سرعت آن براي شما بيشتر خواهد شد .
تقريبا تمامي مشكلات در زندگي ؛ از وارد شدن در روابط غلط با افراد مساله دار و آلوده ميباشد وتقريبا تمام موفقيت شما در زندگي به روابط موثري بستگي دارد كه با افراد خوب داريد .
اگر ميخواهيد شخصي موفق باشيد با افراد مثبت و مطمئن و شاد و بزرگ منش رفت و آمد كنيد ؛ با افرادي كه اهدافي دارند مشخص و در حال پيشرفت هستند و بلعكس آن ؛ از افراد منفي و تنبل و مساله دار و نالان از زندگي و كار دوري كنيد .
هر جا با اشخاص جديدي آشنا ميشويد از آنها بخواهيد در باره وضعيت كاري خود صحبت كنند و بيشتر سعي كنيد كمك دهنده باشيد تا كمك گيرنده و اين بهترين راه براي ايجاد ارتباط قوي است كه در رسيدن به اهداف ديگران كمكشان كنيم و هر چه از خودتان به ديگران ببخشيد بدون آنكه چشم داشتي داشته باشيد ؛ منافع بيشتري از منابع ناشناخته نصيبتان خواهد شد ؛ لذا اشخاص اطراف خود را بشناسيد وسپس دور افراد درست كار بگرديد و بالاخره « با دوستان مروت و بادشمنان مدارا ».
(آنچه مسلم است تاحدود زیادی رفتار دوستان و اشخاص اطراف هر شخص ِ معرف و بیانگر شخصیت اوست )
( اول بكاريد ؛ بعد درو كنيد ) . « برايان تريسي »
گفتار بيصدا
آيا تاكنون به اين نكته فكر كرده ايد كه گاهي ما بدون استفاده از زبان ؛ حرف ميزنيم ؟
سوال اینکه : چقدر خود را ميشناسيد ؟ چقدر با خود رفیق هستید ؟ چقدر اندام خود را تحت كنترل داريد ؟ چقدر در ارتباطات موفق بوده ايد كه بدون زبان حرف بزنيد ؟ اگر پاسخ شما عاليست كه هيچ و اگر از عالي كمتر است خواندن مطلب ذيل مفيد ميباشد .
بهترين و الزامي ترين محل استفاده گفتار بيصدا در برخوردهاي اوليه ميباشد ؛ زيرا براي ايجاد اثر در ديگران فقط يكبار فرصت داريد و اين زمان بسيار كمي است و جبران اشتباه بسيار سخت و گران است .در برخوردها يمان با ديگران اول ميبايست بدانيم چه هدفي داريم مثلا : بعنوان هم صحبت ؛ بعنوان طلب كمك ؛ بعنوان همدردي ؛ بعنوان ........... و بعناوين ديگر كه هركدام طريقه استفاده اجزا بدن در ان متفاوت است و حال مختصرا اعضاي سخنگو را برايتان بيان مي كنم :
1- چشمها : نگاههاي طولاني – نگاه به چشمان طرف مقابل – نگاه به پائين – نگاه قدرتي – و.........در تمامي اين امور ؛ حركت چشم ها به مخاطب پيامي ميرساند .
2- ابروها : جهش و چرخش ابروها خود حاوي پيام به مخاطب است .
3- طرز اندامها : در حالت هاي ايستاده و نشسته و در حال راه رفتن حاوي پيامهاي شادي و قدرت ضعف و اينگونه ميگوئيم : من قوي هستم ؛ من مسلط هستم ؛ من ترسيده ام ؛ من ضعيف هستم را دارد و مثلا : براي ابراز مسلط بودن ميبايست در حال راه رفتن قد راكشيد سر را بالا نگهداشت و مانند يك صاحبخانه و بدون عجله به اطراف نگاه كرد .
4- طرز نشستن : باز متغيير است و حتي در پائين مجلس و بالاي مجلس و يا صندلي كوتاه و بلند با هم فرق دارد و .................هر كدام حاوي پيامي است .
5- وضعيت گردن وسر : اين وضعيت خود حاوي يك پيام قوي ميباشد و مثلا گردني كه كمي كج باشد ؛ حالتي دوستانه است و راست باشد ؛ حالتي قاطعانه است و پائين باشد حالت شرمندگي ويا تعظيم و احترام است .
6- دستها : دست ماليدن به موي سر و گوش و گردن و بيني و.......... نشانه هاي اضطراب و يا بي توجهي است وبهتر است در حالتهائي زيبا در حالت نشستن بر كنار ميز ويا صحبت نمودن از دو دست استفاده زيبا تر ببريم تا موثر تر شويم و حتی به دست تکان دادن رهبرها دقت کنید که حاوی چه پیامی است .
7- دست دادن : نحوه هاي متفاوت دارد و مانند : شل دست دادن ؛ محكم دست دادن ؛ كوتاه دست دادن ؛ دست دادن طولاني ؛ دست دادن دو دستي و........ باز هر كدام حاوي پيامهائي چون دوستت دارم و دلم برات تنگ شده و آماده همكاري هستم و يا ازت خوشم نيومده و ............ ميباشد .
8- فاصله با مخاطب : نبايد زياد به طرف مقابل نزديك شد و يا با نگاهي طولاني به او خيره شد ؛ زيرا حالت تهاجمي دارد وحالت ايستادن و جاگيري پاهايمان را كنترل كنيم تا فضاي محيط را در كنترل بگيريم .................. اين امر نيز خود حاوي پيامهائي است .
9- محل قرار گرفتن : در محيط ها گوشه گيري نكنيم .
10- لباس پوشيدن : اين عمل داراي ارسال پيام قوي ميباشد و ايده آل ان است كه معمولا لباس رسمي و يا مطابق با محيط و هدفمان بپوشيم و از پوشيدن لباسهاي زرق و برقدار حذر كنيم تا تاثير گذار تر شويم .
11- موي سر: مناسب است موي كوتاه و منظم باشد و موي بلند نشانه خود رائي ميباشد .
12- زمان : هميشه مدت حضور خود را كنترل كنيد و ياد خود را معطل نكنيد زيرا اين نيز حاوي پيام منفي است و مگر در صورت اجبار .
13- عزت نفس : درجمع ميبايست ميزان عزت نفس خود را با " با نفوذ ترين فرد حاضر" متناسب نمائيد وراجب به خود مثبت فكر كنيد و از افراد منفي دوري كنيد تا در حالت آرامش بسر ببريد و پيامي زيبا ارسال نمائيد .
14- خنديدن : خنده به ما كمك ميكند تا خوشحال تر شويم وشادي را انتقال دهيم و اين حالت ارتباط پيام را قوي تر مي كند ولي خنده نيز حالات متفاوتي دارد مانند خنده به مسخره و خنده زوركي و يا خنده بيجا و يا قهقه بي موقع كه پيامهاي منفي ارسال مي كند .
15- سكوت بموقع : بعضي مواقع براي ايجاد موثرترين تصوير در ديگران ؛ ساكت بودن و دخالت نكردن مفيد است زيرا به معني بردبار بودن و دانا ومتين ومسلط بودن است.
16-