اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی |

از رموز موفقيت عقاب بيشتر بدانيم :
عقاب در ميان گونه هاي خودش طولاني ترين طول عمر را دارد
او مي تواند تا 70 سال عمر كند
اما براي رسيدن به اين طول عمر بايد يك تصميم مهم و سخت بگيرد .
در سن 40 سالگي عقاب :
در اين صورت 2 راه بيشتر ندارد :
اين دوره مستلزم اين است كه :
بعد از 5 ماه ؛ اولين پروازش را آغاز ميكند و بمدت 30 سال ديگر عقاب مي ماند و زندگي ميكند .
« به نقل از مجله راه موفقيت »
تغيير نياز است
گاهي اوقات تغييرات ؛ بدون اراده انجام مي شود
نام تغييرات غير ارادي ؛ مشكلات است
مشكلات گاهي اوقات ؛ خيلي دردناك است
لحظات درد ؛ لحظات تغيير و ساختار جديد و قدرتمند است براي مرحله ديگري از زندگي
نظر شما چيست ؟

حكايتي زيبا از حكمتهاي خداوند :
يك استاد با شاگردانش به صحرائي رفتند و در راه به آنها گفت كه : بايد هميشه به خدا اعتماد كنند ؛ چون او از همه چيز آگاه است ؛ شب فرا رسيد و آنها تصميم گرفتند كه اطراق كنند ؛ استاد خيمه را بر پا كرد و به شاگردان گفت كه ميبايست اسبها را به سنگي ببندند و سپس يكي از شاگردان را فرستاد تا اين كار را بكند و شاگرد وقتي به سنگي رسيد و با خود گفت : استاد ميخواهد مرا آزمايش كند و اگر او مي گويد خدا از همه چيز آگاه است پس نيازي نيست من اسبها را ببندم و او خودش مراقب اسبهاست ؛ استاد ميخواهد بداند كه من ايمان و توكل دارم يا نه!!!
سپس بجاي بستن ؛ شروع كرد به خواندن دعا و افسارها را به خدا سپرد .
صبح وقتي بيدار شدند ؛ اسبها رفته بودند ؛ شاگرد كه نا اميد و ناراحت بود ؛ نزد استاد رفت و شكايت كرد و گفت : ديگر هيچ وقت حرف او را قبول ندارم ؛ چون خداوند از هيچ چيز مراقبت نميكند و فراموش كرد كه از اسبها مراقبت كند و استاد جواب داد :
تو اشتباه ميكني !!!!! خداوند مي خواست از اسبها نگهداري كند ولي براي اينكار نياز به دستان تو داشت تا افسارها را به سنگ ببندي .
سوال اينكه ؛ آيا ما هم حق داريم كه خدا را امتحان كنيم ؟

از حالات رفتاري رسمي ؛ زياد استفاده نكنيد كه كاملا محيط را سرد و منجمد ميكند
اگر خيلي جدي نباشيم ؛ بسيار راحت و ساده است كه با وجود چندين اشتباه به زندگي خود ادامه دهيم ؛ بچه ها گاهي معلمان خوبي براي ما هستند ؛ زيرا ميتوانيم فراموشي شكست و خنده و كنجكاوي را از انها ياد بگيريم ؛ و قدرت ريسك داشته با شيم و اين از خصوصيات افراد موفق است .
بايد با لبخند به كارهائي كه برايمان ترسناك است دست بزنيم ؛ ميبايست گاهي با مردم شوخي كنيم ؛ زيرا با خلق و خوي خوش ؛ كارائي نيز بالاتر مي رود و مردم نيز ميخواهند همواره همراه ما باشند .
بنا به اقتضاي سن ؛ هر چه سن بالاتر رود ؛ ترس بيشتر ما را احاطه ميكند ؛ پس در اين خصوص ؛ خود را جوان نگهداريد و وقت خود را با افراد موفق و شاداب بگذرانيد و سعي كنيد بيشتر بياموزيد و خود را لايق سلامتي و شادابي و خوشرفتاري و پیروزی بدانيد .
گاهي بخنديد و خودتان را تشويق و تمجيد كنيد و حتي به مشکلات و اشتباهاتتان بخنديد و در پي جبران و ترك اشتباه باشید و قدر وقت خودتان را بدانيد .
براي برقرار نمودن ارتباط ماندگار و با بازدهي بالا با ديگران :
تا حد امكان سعي كنيد با تبسم و بطوري خودماني و صميمانه با دیگران رفتار كنيد و به طريقي كه مخاطبی که اولین بار است با شما هم صحبت شده ِ فكر كند يك عمره شما را ميشناسد و ديگران نيز فكر كنند كه شما ها ؛ خيلي با هم صميمي هستيد و از حالات رسمي زياد استفاده نكنيد كه كاملا محيط را سرد و منجمد ميكند و حرفها كوتاه ميشود و بدنبال تسريع در ختم كلام ميشويد و خداحافظي ؛ و نتيجه اي ضعيف عايدتان ميشود زيرا راه باريك ميشود و راه برگشت و تجديد نظر در ارتباط نيز گاهي مسدود مي شود .
( شما دوست گرامي ؛ آيا تجربه اي در اين رابطه داريد ؟ )

سخناني از سلطان العارفين شيخ بايزيد بسطامي
*************************************************************
يا چنان نماي كه هستي ؛ يا چنان باش كه مي نمائي .
هر گز از متكبر بوي معرفت نيايد .
بار خدايا ! جز تو كس ندارم و چون تو را دارم همه را دارم .
اگر من صد بار بگويم كه خداوندم اوست ؛ تا او مرا بنده خود نداند ؛ فايده اي نبود .
سوار دل باش و پياده تن .
سي سال بود كه ميگفتم ؛ خدايا ! چنين كن و چنين ده ؛ چون به قدم اول معرفت رسيدم ؛ گفتم : الهي تو مرا باش و هر چه مي خواهي كن .
*******************************************
نقل است كه شيخ در پس امام جماعتي ؛ نماز خواند ؛ پس از نماز ؛ امام جماعت پرسيد : ياشيخ !! تو كسبي نمي كني و چيزي از كسي نمي خواهي ؛ از كجا مي خوري ؟
بايزيد گفت : صبر كن تا اين نما را دوباره به قضا بخوانم .
گفت : چرا ؟
گفت : نماز از پس كسي كه روزي دهنده را نداند ؛ روا نبود .
*******************************
منبع : كتاب تذكرة الاوليا
پيرامون افراد تنبل و مفت خور و مدعي و نالايق و 2 رو
آيا تاكنون براي شما اين سوالات پيش آمده است ؟
اگر در محيطي عمومي بوديم (مثلا : محل كار ) و عده اي مخالف نوع آوري و فعاليت مثبت و.......نور .....بودند و خواهان تنبلي و خواب و استراحت بودند و از زير بار مسئوليت به بهانه هائي شانه خالي كردند و از نور گريزان بودند ؛ چه بايد كرد ؟
چكار بايد كرد كه دوستان تنبل و نالايق ؛ تبديل به دشمن نگردند ؟ (البته محبت و تحمل زیادی اینها را به این روز " تنبل و خود خواه " انداخته )
چكار كنيم كه سطح ما پائين نيايد و همرنگ جماعت تن پرور نشويم و جمع به بالا كشانده شوند ؟
اگر شما حق تصمیم گیری برای جمع را نداشتید و تصمیم گیرنده نیز خود فرد نالایقی بود چه می کردید ؟
لطف كنيد براي سوالات بالا ؛ راه حل ها و تجارب خود را بيان كنيد ؛ تا بنده و ديگران از تجربيات گرانقدر شما استفاده ببريم .
«سپاسگزار همگي شما دوستان فهيم و بزرگوارم »
پاسخ بسیار زیبا از دوست بزرگوارم محاب
رالف والدو امرسن( فيلسوف امريكايي)
یا علیم
ماه خود سازي
ماه امتحان
ماه بركت معنوي و عرفان
ماه بخشش و ياري
ماه اطاعت از فرمان خدا
( ماه مبارك رمضان )
بر شما ياران بزرگوارم
مباركباد
« ملتمس دعاي خير همه دوستان مهربانم »
اين موضوع در اين وبلاگ تكراري است وليكن جالب است كه باز بدانيم :
هشتاد خصوصیات رفتاري در بين افراد با اعتماد به نفس پائین ( منفي گرا ):
1- عموما شایعه پراکن هستند و غیبت میکنند .
2- همواره بدنبال نقاط منفی هستند .
3- از افراد با عزت نفس بالا ناراحتند.
4- دیگران را خراب می کنند تا خود را عالی نشان دهند.
5- افکار بسته وخود محور دارند .
6- همیشه از دیگران شکایت میکنند .
7- شروع کننده نیستند .
8- طبیعت خسیس دارند .
9- همیشه حالت دفاعی دارند.
10- اشخاص با هوش را قلبا دوست ندارند؛ زیرا خودشان با هوش نیستند.
11- رفتار دمدمی مزاج دارند ؛ روزی عسل در گلویتان میگذارند و روزی گلویتان را میفشارند .
12- از همنشینی با مردم گریزانند.
13- در باره مردم حرف میزنند.
14- زود رنج هستند.
15- سرگشته وحیران هستند .
16- دلواپس و نگران از دست دادن اعتبار ظاهری هستند .
17- فکر میکنند ؛ همه چیز را میدانند .
18- بی انضباط هستند .
19- شجاعت ادامه دار ندارند وبه دنبال قدرت موقتی و کاذب هستند و ذلیل وار دنبال حامی میگردند .
20- قاطعیت در تصمیم گیری ندارند .
..... با كسي كه اين خصوصيات را دارد ؛ چه بايد كرد ؟
در پاسخ به سوال دوستان گراميم در وبلاگ جزیره موفقیت ( آقا بابک و بهناز خانم )
كه سوال فرمودند : براستي هدف خداوند از خلقت انسان چيست ؟
- ميبايست بگويم كه سطح آگاهي و عمل من در رابطه با موضوع فوق بسيار ناچيز است وليكن چون موضوع قابل تفكري بود ؛ خواستم مطرح شود و امتحاني پس بدهم و از نظرات شما نيز استفاده ببريم .
به نظر بنده :
خدا انسان را آزاد و در بهشت آفريد و بعلت خطاي حضرات ؛ آدم و حوي ؛ خداوند آنها رابا همان آزادي از بهشت اخراج كرد و گفت این مرتبه ِ امتحان ميشويد و پس از قبولي وارد بهشت ميشويد و سپس دنيا را محل امتحان و جمع آوري امتياز ( ثواب ) براي ورود به مرحله بعد قرار داده ؛ و زمان ورود به محل و مرحله مناسب ؛ پس ازمرگ است كه با داشتن مدرك قبولي در امتحانات دنيوي وارد بهشت ميگردد و در صورت رد شدن وارد دوزخ ميشود و اصل خلقت ذات انسان ؛ آزاد بودن او در گرو تصميماتش ميباشد و فخر خدا به ملائك بر اين دليل است كه ملائك ذاتا مخصوص عبادت خدا هستند و اينگونه آفريده شدند و ليكن انسان ذاتا آزاد است و بدليل انكه روح الهي دارد ؛ نيمه شب از خواب برميخيزد و عبادت خدا را بجا مي آورد و تنها نسبت به او توكل و اطاعت و سجده ميكند ؛ و اين امر موجب خلقت بشر است و موجب شادي خداوند رحمان و هدف اصلي خلقت بشر ؛ عبادت و پرستش آزادانه انسان در برابر خداوند يكتا و بي همتاست .
حال با برگزيده اي از سخنان خدا وند مهربان كه بر گرفته از قرآن كريم ؛ در رابطه با علت خلقت بشر و دنيا و امتحان ؛ مطلبم را خاتمه ميدهم .
علت خلقت :
سوره الذاریات - آیه ۱۶ : ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾
و جن و انسان را نيافريديم ؛ مگر براي اينكه مرا پرستش كنند .
امتحان :
بقره – 214 - گمان كرديد كه به بهشت داخل شويد ؛ بدون امتحاناتي كه پيش از شما بر گذشتگان آمد كه بر آ نان رنج و سختي ها رسيد و همواره پريشان خاطر و هراسان بودند .
آل عمران – 142 - گمان ميكنيد به بهشت داخل خواهيد شد ؛ بدون آنكه خدا امتحان كند ؟
فرقان – 20- ما بعضي از شما را سبب امتحان بعضي ديگر ميگردانيم كه آيا صبر در اطاعت خدا خواهيد كرد ؟
دنيا :
سوره آل عمران – 14 - مردم را آرايش حب شهوات نفساني است كه عبارتند از ميل به زنها و فرزندان و زر و سيم و اسبها ي نشاندار نيكو ( اتومبيل هاي امروزي ) و چهار پايان مزارع است ؛ در نظر زيبا و دلفريب است ؛ ليكن اينها همه متاع زندگاني فاني دنيا است .
سوره كهف - 104
زيانكار ترين مردم ؛ انان هستند كه عمر شان را در راه دنياي فاني تباه كردند .
سوره حديد – 20
الا اي هوشياران !! بدانيد كه زندگي دنيا به حقيقت بازيچه اي است طقلانه و لهو و عياشي و زيب و آرايش و تفاخر و خودستائي با يكديگر و حرص ؛ افزودن مال و فرزندان ؛ اين حقيقت كار دنياست .
نظر شما در رابطه با این سوال چیست ؟
يا عليم ![]()
با سلام بخدمت شما ياران و دوستان بزرگوارم :
نظرشما ( انتقاد و پيشنهاد ) راجب به موضوعات اين وبلاگ چيست ؟
يا حق
![]()
آيا هدف مشخصي داريد ؟ بزرگترين هدف شماچيست ؟
حاضريد چه چيز بدهيد و به هدف خود برسيد ؟
آيا هدف شما رسيدن به ثروت ؛ قدرت ؛ مقام و شهرت است ؟
به چه منظور اين هدف را داريد ؟
اگر از عمرتان تنها ۲۴ ساعت ديگر مانده باشد ؛ آيا باز دنبال هدفتان هستيد و يا دنبال كار ديگر ؟
آيا شهامت ؛ جلو رفتن است ؟ يا شهامت ؛ ايستادن پاي كاري كه جلو رفته ايد ؟
آيا فكر ميكنيد دانائي همراه با عمل شما ؛ آنقدر كامل شده كه ميتوانيد به ديگران بگوئيد مثل من باش ؟
اگر روزي دوستداران و دارائي و موقعيت و آبرو واعتبار خود را از دست دهيد و صفر شويد ؛ شجاعت داريد از موفقيت وشاد زيستن بگوئيد ؟
در طول عمر خود تا كنون ؛ بزرگترين تجربه موفقيت و شكست شما چيست ؟
آيا بجاي پاسخ به سوالات ؛ بايد صورت مسئله را پاك كرد ؟
منتظر راهنمائي شما عزيزان هستم ؛ زيرا خود من نيز دنبال پاسخ به اين سوالات هستم .
اگر بفكر خود نباشيم ؛ چه كسي خواهد بود ؟
و اگر فقط بفكر خود باشيم ؛ چه كسي خواهيم بود ؟
مردي رهگذر سوار بر اسب ؛ با سگش از كنار درخت عظيمي مي گذشتند كه ناگهان در اثر صاعقه ؛ درخت بر سر آنها فرود آمد و همه مردند ؛ ولي مرد رهگذر هنوز نميدانست كه مرده است و به راه خود ادامه مي داد و ناگهان به دروازه مرمري زيبا و بزرگي رسيد و آب زلالي ديد و از نگهبان و دروازه بان آن محل پرسيد : روز بخير ؛ اينجا به اين قشنگي ؛ كجاست ؟
- اينجا بهشت است .
- رهگذر گفت : چه خوب ؛ خيلي تشنه ايم .
- ميتواني به تنهائي وارد شوي و هرچه ميخواهي ؛ آب بنوشي .
- رهگذر گفت : اما اسب و سگ من نيز ؛ تشنه اند .
- متاسفم ؛ فقط خودت ميتواني وارد شوي .
مرد رهگذر نا اميد و ناراحت شد ؛ اما حاضر نشد به تنهائي آب بنوشد ؛ تشكر كرد و به راه افتاد و در ميان راه مزرعه اي را با يك دروازه قديمي د يد ؛ با يك جاده خاكي و مردي كه زير سايه درختي دراز كشيده بود و رهگذر گفت :
روز بخير ؛ من و اسب و سگم تشنه ايم .
- مرد اشاره اي كرد و گفت در ميان آن صخره ها ؛ چشمه اي است ؛ ميتوانيد هر چقدر كه ميل داريد بنوشيد ؛ آنها به كنار چشمه رفتند و تشنگي اشان بر طرف شد و سپس مرد رهگذر برگشت و تشكر كرد و آن مرد گفت :
- هروقت دوست داشتيد ؛ باز هم بيائيد .
- رهگذر گفت : نام اين مكان چيست ؟
- بهشت .
- رهگذر گفت : بهشت ؟ اما نگهبان دروازه مرمري گفت كه آنجا بهشت است ؟
- آنجا بهشت نبود ؛ دوزخ بود .
- رهگذر گفت : پس بايد جلوي ديگران را بگيرند تا از نام بهشت استفاده نكنند و ديگران را گول نزنند .
- مرد گفت : قضيه كاملا بر عكس است ؛ آنها لطفي بزرگ به ما ميكنند ؛ چون تمام آنهائي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند ؛ همانجا مي مانند .
« شيطان و شاهزاده پريم »
كتاب شما عظيم تر از آن هستي كه مي انديشي – مسعود لعلي
به نظر شما چه نکته های نهفته ای در این حکایت بود ؟
![]()
![]()
![]()
![]()
( تمامي موفقان جهان ؛ بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند )
« شما گاهي فكر ميكنيد كه ؛ مثلا : اخلاق اين شخص چقدر شبيه خودم و يا فلان شخص است »
لطفا سر فرصت كافي و با دقت ؛ نكا ت ذيل را بخوانيد و در مقايسه با خودتان ؛ به هر موضوع يك ٪ یا امتياز دهيد :
« يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق »
1- بخداوند ايمان دارند و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند .
2- داراي اهداف مشخص هستند .
3- هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .
4- داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند .
5- در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند .
6- با متخصص مشورت مينمايند .
7- تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند .
8- در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .
9- از غير ممكن حرف نمي زنند .
10- مي دانند كه چه مي خواهند.
11- حاكم بر سرنوشت خود هستند .
12- محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .
13- داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .
14- در پي رسيدن به هدف خود ؛ راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض كنند ولي هدف را هرگز .
15- به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را نميدهند .
16- به گفته هاي بيجاي ؛ اين و آن آنچنان توجه نميكنند .
17- در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .
18- ذهنشان در شرايط باور است .
19- خوب گوش ميدهند و راهكارهاي مناسب را پيدا ميكنند.
20- عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .
21- معتقد هستند كه با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .
22- عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .
23- از نيروي ديگران نيز استفاده ميكنند ؛ با شرايط منصفانه .
24- ديگران را تشويق ميكنند و مورد احترام و عشق و محبت و تقدير و ياري ؛ قرار ميدهند .
25- از حسادت و خود خواهي به دور هستند .
26- از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .
27- عاشق رشد و اوج هستند .
28- پيروز ميشوند چون باور دارند .
29- اشخاصي با احساس و هيجاني هستند كه خوب خود را كنترل ميكنند .
30- معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .
31- در ابتداي كار حساب ميكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش مي ارزد ؟.
32- ريسك ميكنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميكنند و معتقد هستند كه ذهن نيمه هشيارشان ؛ نقشه را طراحي ميكند .
33- ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .
34- معتقدند كه تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شكست خورده بودند .
35- ميدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهيه كنند .
36- ميتوانند يك گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع كنند .
37-