تبليغاتX
گفتارهای حکیمانه
 
اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی
 

ارتحال عارف کامل و پیامبر زمان و استاد بی همتا روانشناسی معنوی  و 

 عزیز خدا و رفیق حضرت صاحب الزمان و

دوست با معرفت اولیا و اوصیا را تسلیت عرض مینمایم و

به یقین که مقام آیت الله برازنده ایشان بود زیرا

رفتار ایشان نشانه صفات مورد پسند خداوند رحمان بود و

ایشان مرجع تقلیدی بود که

حقیقتا الگوئی نمونه به جهت تقلید خدا دوستان بود . 

 

ایشان روی زرق و برق دنیا را کم کرد و

به مال و مقام دنیا به چشم حقارت نگریست و

 شاید اصلا ندید چون چیزهائی را دیده بود که شاید هرکسی ندیده و نبیند و

 ایشان استادی بود که درسهایش را شفاهی نمیداد و

خود عمل میکرد و با عمل خود به دیگران آموزش میداد.

در ارتباط با ایشان درآینده مطالب و اسراری بیان میشود که

شاید باور آن در این دوره از زمان غیر ممکن باشد و

ممکن است که افسوس بخوریم از  مقایسه حال خود با ایشان . 

ایشان در زندگی اش سعی بسیار کرد که گمنام بماند و 

او همواره مشغول عشق بازی با معبود خود بود ولیکن

این عزت الهی است که ایشان را اینگونه عظیم ساخت

که پس از این  دوستداران الهی ِبیشتر می شناسند .

 

حیف و صد حیف ..............از اینکه از میان زمینیان رفت 

ولیکن امروز ملائک و فرشتگان مسرورند از ورود ایشان به عالم ملکوت و

ایشان به یقین موجب فخر آسمان است .

 

کوچکترین دوستدار این پیر طریقت

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط مجید مهدیقلی  | 

 

 

 

 

چی می شد اگه خدا

امروز وقت نداشت به ما برکت بده  چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر کنیم .

چی می شد اگه خدا

فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم . 

چی می شد اگه خدا

امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .

 

   چی می شد که دیگه

شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .

 

    چی می شد اگه خدا

عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم .

 

چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .

 

     چی می شد اگه خدا

امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم

چی می شد اگه خدا

خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم 

چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط مجید مهدیقلی  | 

 

بعضی برای کوچک نشدن و بعضی ها برای بزرگ شدن

به دروغ گفتن متوسل میشوند

همه ما طی روز با افراد دروغگو روبه رو می شویم . دوستان و یا همكارانی كه از شجاعت های خود داستانها می گویند و یا درباره ماجراهایی كه در زندگی گذشته برایشان پیش آمده روایت های پر از مبالغه را برای ما تعریف می كنند تا حدی كه شنونده شخصیت شخص دروغگو را همچون یك بیمار می پندارد ..

بعضی به دروغ همرنگ جماعت میشوند و آنی رنگ عوض میکنند.

بسیاری دروغگویی دایمی را همیشه به عنوان نشانه ای از وجود مشكل روانی در نظر می گیرند كه می تواند شامل بیماری هایی مثل توهم و خیالپردازی ، انواعی از بیماری های روانی و یا خود شیفتگی روانی باشد . در بعضی موارد نیز افراد دروغگو نشانه ای از وجود بیماری نداشته و صرفاً به دروغ عادت كرده اند . این گونه اشخاص صبح از خواب بیدار می شوند و انگار مجبور هستند كه تا شب دروغ بگویند . در این حالت باید نوع زندگی و كار آنها مورد بررسی قرار گیرد و شاید به دلیل نوعی اجبار كاری یا فشار در زندگی روزمره مجبور به دروغگویی می شوند .

دروغگوئی ابزار دست ضعیف النفسان است که بجای اینکه تلاش کنند با دروغ گفتن میخواهند ره صد ساله را یک شبه بروند .

بررسی نشان می دهد كه اكثر افراد طی روز از دروغ های مصلحت آمیز استفاده كرده اند . این دروغهای مصلحت آمیز اكثراً دلایل مشابهی دارند ؛ مثلاً اجتناب از توهین به دیگران و یا جلوگیری از اهانت به احساسات وعقاید اطرافیان ، پوشاندن و مخفی كردن اشتباهات شخصی  ، خودداری كردن از ایجاد دردسرهای بیهوده و ... اما هنگامی كه دروغ به عنوان یك روش و استراتژی برای مقابله با مشكلات روزمره دائماً به كار گرفته شود، بسیار مضر و در واقع نوعی بیماری خواهد بود . گاهی اشخاص به دلیل عدم ناتوانی كافی در انجام وظایف محوله و یا عدم علاقه در كار یا تحصیل به دروغ روی می آورند .

بعضی ها با دروغگوئی میخواهند بزرگها را کوچک کنند .

محققان می گویند : مردم گاهی برای كسب موقعیت های مهم كاری یا اجتماعی و یا در برخورد با مسؤولیت های مهم خانوادگی برای این كه بتوانند فرصت و مجالی برای خود بیابند به دروغ متوسل می شوند .

در واقع در بعضی حالات ، شخص دروغگو از داستان های خود به وجد می آید و از آنان لذت می برد .در بسیاری از این موارد دروغگویی در واقع عمق بخشیدن به آرزوهای شخصی برای احساس جذابیت و لذت حتی برای لحظاتی كوتاه است. ،او در واقع چهره ای از خود نشان می دهد كه دوست دارد آن گونه باشد و در واقع نشان از نقص شخصیت دارد .

بعضی کوچکها با دروغگوئی و فریب میخواهند در جای بزرگان بنشینند .

بسیاری از دروغگوها نشانه هایی ازعدم تعادل روانی و ضعف شخصیت را از خود نشان می دهند كه گاهی در تجربیات دوران كودكی و نحوه تربیت  ناصحیح خانوادگی اشخاص ریشه دارد .

همه ما رویاهای خود را داریم ، همه در برخورد با حقایق تلخ زندگی می خواهیم خود را ایمن كنیم و همه ما از ذكر ناملایمات و شكست های گذشته خود اكراه داریم ؛ اما باید توجه داشت كه هیچكدام از این مسائل نباید ما را به ورطه دروغگویی بكشاند .

نظر شما چگونه است ؟

 

  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط مجید مهدیقلی  | 

((راه هاي كسب قدرت دنیوی))

 

براي همه انسانها دستيابي به قدرت با احساس لذت بخشي همراه است.هيچكس نمي خواهد كه بعنوان فردي ضعيف و ناتوان در جامعه زندگي كندو از سوي ديگر دستيابي به قدرت براي همگان، امري ساده نيست و بعضي ها براي كسب قدرت راه هاي نادرستي را انتخاب مي كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبي را به تصوير مي كشد.

در بازي قدرت حتي افراد بسيار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زيردستان خود محافظت نمايند چون هر لحظه بيم آن مي رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

امروزه هر قدمي را كه براي كسب قدرت برمي داريم،بايستي رنگ و بوي تمدن، آزادي خواهي، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

 " اثری از رابرت گرین و ترجمه شهروز فرهنگ " 

«پس از خواندن متن کامل در ادامه مطلب »

حال

       شما نظرتان دراین خصوص چیست ؟

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط مجید مهدیقلی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
گروه های گوگل انجمن دوستداران موفقیت
كاوش در آرشيو در groups.google.com
گروه های گوگل اشتراك در انجمن دوستداران موفقیت
نشانی پست الکترونیک:
جستجوی آرشیو از groups.google.com

<