اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی |
گرسنگي عا قلا نه :
سه گاو چران از سپيده دم صبح در يك محدوده سوار بر اسب گاو مي چراندند و يكي از اينها سرخ پوستي بود ؛ دانا ومقتدر .
نزديك به پايان روز دو نفر از آنها شروع كردند به صحبت كردن در باره اينكه چقدر گرسنه هستند و وقتي به شهر برسند چقدر زياد غذا ميخواهند بخورند و از دوست سرخپوست پرسيدند : آيا تو گرسنه نيستي ؟
او شانه هايش را بالا انداخت وگفت : « نه ».
شب بعد از اينكه به شهر رسيدند هر سه نفرشان سفارش غذاهاي زيادي دادند و سرخت پوست در حال غذا خوردن زياد وسريع و با اشتها بود كه دوستانش به او ياد آوري كردند كه يكي دو ساعت پيش گفتي كه گرسنه نيستي و حالا چي شد ؟
او در پاسخ گفت :« درآن لحظه كه غذا وجود ندارد ؛ گرسنه بودن عا قلانه نيست ».
