اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی |
آنچه مینویسم دلیل بر مبرا بودن اینجانب نیست ؛ مینویسم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینم و یادم نرود و در اصل ؛ این دست نوشته ها پاسخ سوالات و مجهولات خودم میباشد .
انسانها دوست دارند بهتر از دیگران باشند و اگر فرد ضعیفی احساس کند دیگران بهتر از او هستند و خودش در مرتبه پایینتری قرار دارد، دچار حسادت میشود.
حسادت در نتیجه عدم اطمینان افراد به خودشان ایجاد میشود نه رفتار و اعمال دیگران.
حسادت وقتي به وجود ميآيد كه شخص احساس كند آنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد.
اكثر افراد حسود فكر می كنند كه حق آنان ضایع شده و آنها كمتر از دیگری به حقشان رسیده اند .
حاسدان ،محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی دهند و همیشه تظاهر می كنند كه دیگری را تحسین می كنند ، ولی در واقع بسیار رنج می كشند .
حسادت یك احساس مطلق نیست ، بلكه مخلوطی است از خشونت و شكست..
این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می گویند و مرتباً به دنبال این هستند كاری كنند كه بدان وسیله رضایت دیگران را كسب كنند .
بطور کلی حسادت یک احساس مقاومت و جلوگیری است در مقابل کسی که می تواند رابطه ها و یا ارزشهای ما را دچار اشکال سازد.
حسودان نه آرامشى در دنيا دارند، نه آسايشى در آخرت و چون تمام تلاششان اين است كه نعمت را از محسود بگيرند، آلوده انواع جنايتها مىشوند: دروغ مىگويند، غيبت مىكنند، دستبه انواع ظلم و ستم مىزنند و حتى در حالات شديد و بحرانى از قتل و خونريزى نيز ابا ندارند!
در واقع مىتوان گفت: حسد يكى از ريشههاى اصلى تمام بديهاست و از دامهاى بسيار خطرناك شيطان است، همان دامى كه در نخستين روزهاى آفرينش بشر كار خود را كرد و فرزند آدم(ع) «قابيل» را به كام خود فروكشيد و دستش را به خون برادرش «هابيل» آلوده كرد اگر «تكبر» ابليس سبب شد براى هميشه از درگاه خدا رانده شود و «حرص» آدم سبب شد براى هميشه از بهشت محروم گردد، حسد قابيل سبب شد كه با ريختن خون برادر، براى هميشه ملعون و مطرود درگاه خدا شود و هر قتلى در دنيا واقع مىشود او به عنوان بنيانگذار اصلى! در آن سهيم باشد.
شخص حسود با زبان حال دارد به خداوند اعتراض مىكند كه چرا فلان نعمت را به فلان كس دادى؟! اين چه حكمتى است و چه عدالتى؟! چرا به من نمىدهى؟!«حسود» در واقع معترض به حكمت الهى است و به همين دليل نوعى كفر و شرك خفى محسوب مىشود.
حسود هنگامى كه مىشنود نعمتى به ديگرى رسيده است، غمگين و ناراحت مىشود، هر چند آثارى از خود بروز ندهد و گاه از اين مرحله فراتر مىرود و زبان به غيبت و عيبجويى مىگشايد و گاه از اين هم فراتر مىرود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمىخيزد! و گاه تنها به بىاعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مىكند، سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و اگر سخنى در باره او بگويند سعى مىكند با ورود در مطالب ديگر گوينده را از ادامه سخن بازدارد، يا اگر مجبور به بيان مطلبى در باره او شود سعى مىكند صفات برجسته او را پنهان سازد و يا نسبتبه آن سكوت كند.
اثر زيانبار حسد اين است كه انسان دوستان خود را از دست مىدهد، زيرا هر كس داراى نعمتى است كه احيانا ديگرى ندارد و اگر انسان داراى صفت رذيله حسد باشد طبعا نسبتبه همه مردم حسد مىورزد و همين امر سبب مىشود كه افراد از او دورى كنند و پيوندهاى محبت ميان او و ديگران گسسته شود و كسى كه داراى قوه دافعه است هرگز به بزرگى نمىرسد.
نقطه مقابل حسد، «خيرخواهى» است و آن اين است كه انسان از نعمتهايى كه نصيب ديگرى مىشود لذت ببرد و در راه حفظ آن بكوشد و سعادت خود را در سعادت ديگران بداند و منافع ديگران را با منافع خود به يك چشم بنگرد.
عزت نفس و اعتماد به نفس باعث میشود فرد در هر شرایطی خودش را ارزشمند بداند و به دیگران حسادت نکند و آنچه را که دیگری بخاطر آن فخر فروشی میکند ؛ میبایست آنقدر بزرگ شوید تا آن برای شما حقیر شمرده شود و بی توجه باشید و این سخت ترین پاسخ است .
بنابراین قانع و راضی بودن به آنچه که دارید، میتواند شما را از این احساس ناخوشایند دور کند.
شخصیتتان را رشد دهیدو به نقاط مثبت شخصیتتان فکر کنید، قدر خودتان را بدانید و ارزش وجودتان را درک کنید و فراموش نکنید شأن شما بالاتر از این است که به دیگران حسادت کنید و با این کار به خودتان آسیب برسانید.
بعضی مواقع به خودمان خیلی آسیب میرسانیم و وقت وعمر محدودمان را صرف نظاره اعمال ورفتار و دارائی ( چهره ؛ صدا ؛ مقام ؛ پول ؛ اندام و....) دیگران میکنیم و حسادت آغاز میکنیم و غافل از مسیر و اهداف خود میشویم و در صدد بر می آئیم که شرایطی را ایجاد کنیم که حسادت طرف مقابل را بر انگیزیم که درهر 2 صورت ؛ وقت ما تلف شده .
انسان عاقل ؛ آهسته و پیوسته راه خود را در مسیر هدف میپیماید ومیداند که به اندازه تلاش و مقاومتش؛ مزد میگیرد .
ما بعضی مواقع میخواهیم تلاش و دانش و کوشش بیشتر طرف مقابلمان را پای شانس بگذاریم و خدومان را تبرئه کنیم و حسادت آغاز کنیم ؛ غافل از آنکه داریم از حقیقت خودمان فرار میکنیم و این خوبی های طرف مقابل همچون آئینه ای ضعفهای ما را نشان میدهد و ما میخواهیم آئینه را بشکنیم .
بعضی مواقع هم میشود که کسی از راه نامشروع به دارائی و مقام و .... رسیده ولیکن ما بازهم حسودی میکنیم ؛ که اگر ما گوش شنوائی داشتیم ؛ می شنیدیم که میگویند صبر کن آخر و عاقبتش را ببین ؛ پس حسادت برای چه ؟ ما با حسادت طرف مقابل را بزرگ کرده و خود را ناچیز و خوار میکنیم .
به نظر من انسان موفق کسی است که بتواند با شخص مورد حسادت ؛ رابطه برقرار کند و از دانش او استفاده کند واگر نادرست است ؛ مدارا کند و شخص را به خودش واگذار کند .
آنچه تاریخ ثابت کرده ؛ دنیا بمانند چرخ و فلک است ؛ انواع و اقسام بالا و پائینی ها را دارد و همه بصورت موقت است و ماندگاری در آن نیست ودنیا محل آزمون بنده ها توسط خداوند متعال است ؛ به شخصی دارائی و یا علم بیشتر میدهند و از شخصی دارائی و مقامش را میگیرند ؛ سلامتی و فرزند و خانواده و ..... قابل باز پس گیری است و چه کسی تاب مقابله با خدا را دارد ؟ و وظیفه انسان ادای شکر نعمات و تلاش و مقاومت و سپس تسلیم و رضای حضرت حق است .
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَب الْفَلَقِ(1) مِن شرِّ مَا خَلَقَ(2) وَ مِن شرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَب (3) وَ مِن شرِّ النَّفَّثَتِ فى الْعُقَدِ(4) وَ مِن شرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسدَ(5(
بنام خداوند بخشنده مهربان
(1) بگو پناه ميبرم به پروردگار سپيده صبح (2 ) از شر تمام آنچه آفريده است .(3) و از شر هر موجود مزاحمى هنگامى كه وارد مى شود.(4 ) و از شر آنها كه در گره ها مى دمند و هر تصميمى را سست مى كنند .(5 ) و از شر هر حسودى هنگامى كه حسد مى ورزد.
خدایا به داده هایت، به نداده هایت و به گرفته هایت شکر
زیرا در داده هایت نعمت، در نداده هایت حکمت، و در گرفته هایت مصلحت و امتحان است.