تبليغاتX
گفتارهای حکیمانه - قانون بدست آوردن قدرت
 
اصول روانشناسی برای دوستداران موفقیت مادی و معنوی
 

((راه هاي كسب قدرت))

 

 

براي همه انسانها دستيابي به قدرت با احساس لذت بخشي همراه است.هيچكس نمي خواهد كه بعنوان فردي ضعيف و ناتوان در جامعه زندگي كندو از سوي ديگر دستيابي به قدرت براي همگان، امري ساده نيست و بعضي ها براي كسب قدرت راه هاي نادرستي را انتخاب مي كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبي را به تصوير مي كشد.

در بازي قدرت حتي افراد بسيار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زيردستان خود محافظت نمايند چون هر لحظه بيم آن مي رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

امروزه هر قدمي را كه براي كسب قدرت برمي داريم،بايستي رنگ و بوي تمدن، آزادي خواهي، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

در اين بازي جسورانه اگر طوري عمل نمائيم كه در نظر رقباي ما، كاري ساختگي جلوه نمايد بزودي توسط آنها از صحنه خارج خواهيم شد و دوره اقتدارمان خيلي زود به سرخواهد رسيد.

در صحنه قدرت، افراد موفق كساني هستند كه با القاي باورهايي به ديگران آنها را همسو با اهداف خودشان به حركت وادارند. شما مي توانيد ديگران را بدون آنكه خودشان متوجه شوند به خود وابسته نماييد و اين يكي از رموز موفقيت شما در دنياي كنوني خواهد بود.

اين افراد ظاهراً اينطور وانمود مي كنند كه در صحنه قدرت   خواهی ، آدمي ضعيف و ناتوان هستند و علاقه اي به اين كار ندارند. ولي اين كار نمايشي بيش نيست و جزو سياستهاي مؤثر است كه بيشتر آنها براي كسب قدرت از آنها بهره مي برند.

بايد بدانيد هر چقدر هم راستگو وصديق باشيد، ديگران فكر مي كنند كه در پشت گفته هايتان حتماً اهدافي نهفته است كه قطعاً به سود خودتان خواهد بود.راستي چرا اينطور است؟

چون در صحنه قدرت افراد بيشماري  بوده اند كه از لغت »صداقت« و »جوانمردي« براي فريب و اغواي ديگران سود برده اند.

شما مي توانيد كاري كنيد تا ديگران درباره خودشان احساس بهتري داشته باشند و مايه دلخوشي آنها شويد، آنهااز اين طريق به شما وابسته شده و خواهان حضور شما در جمع خود خواهند شد.

براي آموختن بازي قدرت، بايد با ديد خاصي به جهان اطراف خود بنگريد.قبل از همه بايد احساسات خود را كنترل نماييد.

»عصبانيت« مخرب ترين پاسخ روحي است، چون از جمله احساساتي است كه بيشتر از احساسات ديگر چشمتان را به روي وقايع مهم زندگي تان مي بندد. اگر عصباني باشيد نمي توانيد شرايط اطراف را تحت كنترل خود درآوريد و ديگر اينكه بهانه اي در دست حريف خود خواهيد داد.

به گفته يكي از بزرگان:

»اگر مي خواهيد دشمني را كه به شما آسيب رسانده از دور خارج كنيد،

 بهتر است به جاي نشان دادن عصبانيت خود به او، با او از در دوستي وارد شويد«

خوش بيني در بعضي موارد كار ساده لوحان است.هيچ چيزي نبايد شما را غافلگير كند و شما بايد قادر باشيد كه هر واقعه اي را از قبل پيشگويي كنيد.

پس از آنكه به اشتباهات قبلي خود پي برديد، بايد به خود بگوئيد:

»من ديگر اين اشتباه را تكرار نخواهم كرد«.

»من ديگر به اين دام نخواهم افتاد«.

 اگر بتوانيد با اين روش خودتان را ارزيابي كنيد، خواهيد آموخت كه چگونه آن عوامل مخرب را از سر راهتان برداريد.اين همان مهارتي است كه در تمام عمر به دنبال آن بوديد.

در اين برهه از زمان افراد مختلف، لغت اغواگري را در پوششي از لغات آبرومندانه تر پنهان مي كنند. آنها از هدايت، خيرانديشي، نيكبختي و نصيحتهاي سودمند به جاي لغت اغواگري استفاده مي كنند ولي بايستي گفت كه در نهايت قصدشان اين است كه ديگران را به راه دلخواه خودشان متمايل كنند و در نهايت به قدرت بيشتري برسند  ولی بهتر آنکه بدون فریب و ریا  ؛خیر دیگران را بخواهیم .

»صبر« شما را از اقدام به كارهاي مخرب محافظت مي كند.

»صبوري« نيز مانند »كنترل احساسات« يك مهارت است كه به خودي خود به آن نمي رسيد و بايستي آن را فرا بگيريد.

به قول پيشينيان »صبر يك عطيه خداوندي براي كساني است كه بجز وقت چيز ديگري ندارند.«

از طرف ديگر، بي صبري سبب مي شود كه شما را انساني ضعيف نشان دهد.

زندگي در اين جهان به يك بازي براي قدرت تبديل شده است.حريفتان روبروي شما مي نشيند، هر دوي شما مثل آدمهاي مبادي آداب و متمدن و با فرهنگ برخورد مي كنيد. با يك هدف، بازي خود را آغاز مي كنيد و با آرامش تمام به حريفتان مي نگريد. بايد به چشمانتان بياموزيد كه نتايج هر حركتي از سوي حريفتان را ارزيابي نمايند. نبايستي تحت هيچ شرايطي كنترل خود را از دست دهيد.

نيمي از مهارت شما در بازي قدرت مربوط به كارهايي است كه نبايستي انجام دهيد

بعضي وقتها، ارزش يك چيز بر اين اساس نيست كه چه چيزهايي را مي توان با آن به دست آورد، بلكه بر آن اساس است كه چه بهايي بايد براي آن بپردازيم.

نكته پاياني در بازي قدرت اين است كه شما زمان كوتاهي را در اختيار داريد و انرژي شما نيز محدود است.

بهتر است زمان ارزشمند خود و يا قدرت فكري خود را در كارهايي كه مربوط به شما نمي شوند صرف نكنيد،

 چون بهاي اين كار براي شما گران تمام خواهد شد

         هميشه سعي كنيد آنهايي كه در مقام بالاتر از شما هستند، احساس برتري را در خود حس كنند.

سعي نكنيد كه براي راضي و خشنود كردن آنها بيش از اندازه خود را باهوش و متكبر نشان دهيد، زيرا در اين صورت نتيجه عكس خواهيد گرفت و آنها در مقابل شما احساس ترس و ناامني خواهند كرد.

در اين دنيا هر كس در هر درجه و مقامي كه باشد، احساس ناامني مي كند. شما با نمايش هوش، مهارت و تجربه خود، حسد، ترس و كينه بسياري از بزرگان را نسبت به خود برمي انگيزيد.

نبايد كاري كنيد بزرگان جامعه، در مقابل شما احساس ناامني و در مقابل قدرت خلاقيت شما احساس حقارت كنندبلكه بايد فكر كنند، پيشرفت شما به سود آنان خواهد بود و آنها بايد به اين نتيجه برسند كه حضور شما در كنار آنان سبب امنيت بيشتري مي شود.

يكي از كارهاي اشتباه افراد باهوش و مبتكر اين است كه با نشان دادن هوش و زكاوت خود به رؤساي خودشان، مي خواهند جايگاه خود را در كنار او تثبيت كنند، غافل از اينكه طرف مقابل ممكن است در مقابل آنها احساس حقارت و ناامني كرده و به سرعت جاي آنها را با افراد كم هوش تر و كم خطرتر تعويض ميكند  تا از شرش خلاص شود. 

هرگز در مقابل همكاران خود و به صورت علني از رئيستان تعريف و تمجيد نكنيد. زيرا ممكن است مورد غضب آنها قرار بگيريد.

اگر شما باهوش تر از رئيس خود هستيد، كاري كنيد كه او باهوش تر از شما به نظر برسد. اينطور وانمود كنيد كه هنوز آدمي ناپخته هستيد و به تجربيات او نياز داريد و روزی هم شما جایگزین او میشوید و دیگران با شما همین طور عمل میکنند .

اگر ايده هاي نو و خلاق تري نسبت به رئيس خود داريد، در ملأ عام اين ايده ها را به او نسبت دهيد. اين طور وانمود كنيد كه گفته هاي شما الهام گرفته از گفته هاي اوست.

هرگز كاري نكنيد كه او در مقابل شما احساس حقارت كند.

كاري كنيد كه در ديد مردم، چون خورشيدي بدرخشد و مركز توجه ديگران باشد.

او خودش خواهد فهميد كه تمامي اين شكوه را از شما دارد و بيش از پيش به شما وابسته خواهد شد و بدون شما احساس ترس و ضعف خواهد كرد.

 

اين چنين است سرنوشت كساني كه ساده لوحانه عمل میکنند . دير يا زود شخص ديگري مي آيدكه مي تواند كارهاي شما  را به همان خوبي انجام دهد. شخصي جوانتر،سرحالتر، ارزانتر وكم خطرتر.

سرنوشت كساني كه شما را به خدمت گرفته اند  را طوري به خودتان مرتبط سازيد كه آنها نتوانند از شر شما خلاص شوند.

اگر رؤساي شما قوي باشند، به شما وابسته نخواهند شد. اگر جاه طلب هستيد، بهتر است كه در يك سازمان درجستجوي مديران ضعيفي باشيد كه بتوانيد آنها را وابسته خود كنيد. شما قدرت، هوش و اراده آنها خواهيد شد.

چنانكه آنها بخواهند از شر شما خلاص شوند، همه چيزشان خراب خواهد شد.

قدرت نهايي، قدرتي است كه مردم را وادار به انجام هر كاري كه شما مي خواهيد مي كند. زمانيكه شما بتوانيد چنين كاري را بدون اينكه مردم را مجبور كنيد يا اينكه به آنها صدمه بزنيد، انجام دهيد و زمانيكه آنها مشتاقانه چيزي كه شما داريد را انجام دهند، قدرت شما بي نظير است.

بهترين روش براي رسيدن به اين موقعيت، ايجاد روابط وابسته است. مدیر ی كه به خدمتهاي شما نياز دارد، ضعيف است يا اينكه قادر نيست بدون شما كاري كند و دور شدن از شما براي اومشكلات عظيمي بوجود خواهد آورد، يا حداقل اينكه زمان باارزشي را براي جايگزيني شخص ديگري به جاي شما، از دست خواهد داد. با برقراري چنين روابطي شما خود را به عنوان دست راست او خواهيد ساخت و با نفوذتان در واقع هر كاري كه دوست داريد، او انجام مي دهد.

قدرتي كه هيچ آسايشي براي شما نمي آورد چه لذتي دارد؟

هشدار آخر: تصور نكنيد كه وابستگي  دشمنان شما باعث مي شود كه عاشقتان شود. در حقيقت ممكن است از شما متنفر شود و بترسد. اما طبق گفته بزرگی ، بهتر است كه از شما بترسند تا اينكه دوستتان داشته باشند. ترس را مي توانيد كنترل كنيد ولي عشق را هرگز. وابسته بودن به يك احساس ظريف و قابل تغييري چون محبت و عشق، تنها وضعيت شما را ناامن مي سازد. ديگران را به خود وابسته سازيد. ترس از عواقب از دست دادن شما، بهتر از عشق به رفاقت با شما است.

اگر وابستگي از بين رود بزرگواري، شايستگي و احترام نيز از بين خواهد رفت. اولين درسي كه تجربه تاريخ به شما مي آموزد اين است كه هميشه ديگران را به خود اميدوار كنيد ولي هرگز آنها را كاملاً از خود راضي نكنيد، حتي يك سلطان را نيازمند خود سازيد.

با پرت كردن حواس افرادي كه مزاحمتان هستند  و مي خواهيد از آنها استفاده كنيد، وقت و زمان كافي براي انجام كارهايي كه آنها توجه ندارند، خواهيد داشت. عملي از روي محبت، بخشش يا صداقت، اغلب قدرتمندترين فرم سرگرم كردن است زيرا شك ديگران را برطرف مي كند. آنها را تبديل به بچه هايي مي كند كه مشتاقانه هر نوع محبتي را مي پذيرند.

. اگر شخصي در ابتداي رابطه تان باور كرد كه شما فرد صادقي هستيد، مدت زيادي وقت مي برد تا ديگران او را قانع كنند كه اشتباه مي كند .

 در تاريخ بشريت ،صداقت يكي از مهمترين روشها است كه محتاطانه سبب تسليم شدن طرف مقابل مي شود، اما تنها روش نيست. هر نوع رفتار شايسته كه دوستانه باشد، تأثير خواهد داشت

مهرباني خاص حتي سرسخت ترين ها را رام مي كند. هميشه هدفتان قلب مردم باشد. به ياد داشته باشيد  با برخورد متناسب و با احترام به احساسات مردم مي توانيد يك »قلدور« را به يك بچه خوش باور تبديل كنيد،

اگر شما سابقه تقلب و حيله داشته باشيد، هر چقدر هم كه صادق باشيد بخشش يا مهرباني تان مردم را گول نمي زند. در حقيقت، تنها توجه به حيله هاي شما بيشتر مي شود. لذا سعي كنبد كه سابقه بدي در بين مردم نداشته باشيد. 

زمانيكه مردم شما را به عنوان يك متقلب مي شناسند، صادقانه عمل كردن ايجاد شك مي كند. در اين موارد نمي توانيد با صداقت وارد شويد و با گذران زمان اثبات مقدور است .

زمانيكه درخواست كمك مي كنيد، به سوي علايق افراد برويد نه به طرف حس ترحم يا حق شناسي آنها. 

 

 " اثری از رابرت گرین و ترجمه شهروز فرهنگ " 

  نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط مجید مهدیقلی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
گروه های گوگل انجمن دوستداران موفقیت
كاوش در آرشيو در groups.google.com
گروه های گوگل اشتراك در انجمن دوستداران موفقیت
نشانی پست الکترونیک:
جستجوی آرشیو از groups.google.com

<