فنون مذاکرات - درمذاکرات میبایستی گاهی خودمان را زیرک نشان ندهیم -داستان فروش معدن الماس

«این یک الماس واقعیه! این واقعیه! کاملاً واقعیه! این یک الماس واقعیه!». لویی جانین، معروف‌ترین ارزیاب معادن در آمریکا، در حالی که نمی‌توانست هیجان‌زدگی خود را کنترل کند، فریاد می‌زد که: «این الماس‌ها واقعی هستند». اسلاک و آرنولد، دو نفری که معدن را پیدا کرده بودند، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدند. آنها بالاخره ثروتمند می‌شدند…

آرنولد و اسلاک، کارگران قدیمی معدن بودند. آنها در استخراج برخی از بزرگ‌ترین معادن جواهر زمان خود، همکاری کرده‌ بودند. این کارگران فقیر و ساده، زمانی که در زمستان ۱۸۷۲ با خبر پیدا شدن یک معدن بزرگ الماس به شهر برگشتند، هیچ‌کس باور نمی‌کرد این خبر واقعیت داشته باشد.

هارپندینگ، سرمایه‌دار معروف آمریکایی، بلافاصله از لندن به آمریکا بازگشت. او به سراغ چالرز تیفانی، مهم‌ترین جواهرشناس نیویورک رفت و با شنیدن نظر او مطمئن شد که الماس‌های پیدا شده، اصل و ارزشمند هستند. 

هارپندینگ، یکی از ثروتمندترین مردان آن زمان، آنقدر ساده لوح نبود که به سادگی فریب بخورد. او باید همه چیز را به خوبی آزمایش می‌کرد. به همین دلیل از لویی جانین خواست تا آن معدن را ارزیابی کند. آرنولد و اسلاک به راحتی حاضر نبودند برنامه بازدید را که قبلاً هم انجام شده بود، تکرار کنند. آنها فکر می‌کردند که هارپندینگ در پی پیدا کردن آدرس معدن و تصاحب آن است. هارپندینگ برای اثبات حسن نیت‌اش صدهزار دلار نزد آنها به امانت گذاشت.

لویی جانین از دورترین و پیچیده‌ترین مسیر به معدن برده شد و هشت روز تمام در محل معدن اقامت کرد. فریادهای «این الماس‌ها واقعی هستند» بعد از این هشت روز بلند شد. لویی جانین به سرعت به نیویورک بازگشت و گفت: «اگر کارگر و ماشین‌آلات مناسب در اختیار داشته باشید این معدن ماهیانه یک میلیون‌دلار الماس خواهد داشت». هارپندینگ به سرعت چند تن از بزرگترین سرمایه‌داران وقت را خبر کرد. همگی در نیویورک جمع شدند و منتظر شدند تا با یابندگان معدن به مذاکره بنشینند.

یابندگان که قبلاً به نیویورک نیامده بودند، با لباسهای کهنه و کت‌های تنگ (که شاید از مراسم عروسی به بعد، هیچوقت پوشیدنشان لازم نشده بود!) وارد شهر شدند. با اینکه از ساعت شروع جلسه گذشته بود، با هیجان مغازه‌های نیویورک را بازدید می‌کردند.

اما این تأخیر فرصت خوبی بود تا سرمایه‌دارها، در مورد نحوه مذاکره با این کارگران خوش‌اقبال به توافق برسند. همه به نتیجه رسیدند که شریک کردن آنها در سود اشتباه است. بهتر است امتیاز معدن را از آنها بخرند.

به محض شروع جلسه با هدف کسب امتیازات بیشتر، سعی کردند در کیفیت الماس‌ها شبهه ایجاد کنند. اما این کار اسلاک و آرنولد را عصبانی کرد و نزدیک بود که جلسه را به حالت قهر ترک کنند. به هر زحمتی بود، دوباره آنها را بر سر میز آوردند. پس از بحث‌های طولانی، توانستند آنها را قانع کنند که کل امتیاز معدن را به هفتصدهزار دلار از آنها بخرند. آن موقع هفتصدهزار دلار پول زیادی بود. آن دو کارگر ساده‌لوح، وقتی از جلسه بیرون آمدند از خوشحالی فریاد کشیدند.

پروژه استخراج معدن به سرعت کلید خورد. سرمایه‌گذاران مجهزترین و شیک‌ترین دفترها را در لس‌آنجلس و نیویورک تجهیز کردند. به سرعت بهترین ماشین‌آلات آن‌روز را خریدند و پروژه کلید خورد. اما، هیچ الماسی در معدن پیدا نشد. آخرین دانه‌های الماس، همان‌ها بود که در زمان ارزیابی پیدا کرده بودند.

اسلاک و آرنولد پس از سالها کارگری در معدن، تفاوت معدن واقعی و مصنوعی را به خوبی می‌دانستند. به همین دلیل توانستند با دوازده‌هزار دلاری که حاصل یک عمر تلاششان بود چند قطعه الماس بخرند و درخاک به‌ گونه‌ای جاسازی کنند که یک معدن واقعی به نظر بیاید. دفعه دوم هم، اگر بیعانه یکصدهزار دلاری هارپندینگ نبود، نمی‌توانستند الماس بیشتری بخرند و آبرویشان را حفظ کنند.

آنها وقتی به نیویورک می‌آمدند می‌دانستند که نباید زرنگ و باهوش جلوه کنند. این بود که لباس‌های کهنه پوشیدند، مثل انسانهای شهر ندیده، از دیدن هر صحنه‌ای تعجب‌زده شدند و وقتی روبروی گروه سرمایه‌دارها قرار گرفتند، این اطمینان را در آنها ایجاد کردند که با دو احمق روبرو هستند.

حاصل این رفتار، موفقیت آنها در فریب دادن قانونی طرف مقابل بود. آنها طبق قرارداد هیچ جرمی مرتکب نشده بودند. معدنی پیدا شده بود، کارشناسان آن را ارزیابی کرده و امتیاز معدن به صورت کاملاً قانونی معامله شده بود!

***

احساس «اینکه دیگری، تیزهوش‌تر و فهمیده‌تر از من است» برای هیچ انسانی – حتی نادان‌ترین انسانها – قابل تحمل نیست.

 به محض مواجهه با یک انسان برتر، خود به خود شروع به توجیه کردن می‌کنیم: «او فقط چند کتاب را حفظ کرده» یا «من هم اگر در آن همه ثروت غوطه می‌خوردم،‌ این چیزها را آموخته بودم» و یا «موفقیت‌اش حاصل تصادف و شانس است. چیزی که من همیشه کم داشته‌ام».

این پدیده، چیز تازه‌ای نیست و ریشه در روند تکامل انسانها دارد. تنازع برای بقا، میلیون‌ها سال پیش آغاز شد و هنوز نیز ادامه دارد. در گذشته، نزاع و جنگ بر سر قدرت فیزیکی بود و امروز، تنارع برای بقا در میان انسانها بر مدار قدرت و نبوغ فکری می‌گردد.

انسانها، وقتی با کسی مواجه می‌شوند که از نظر توانایی و استعداد فکری بالاتر از آنهاست، او را برای خود یک تهدید می‌بینند. شاید او را  تحسین کنند. شاید از او تعریف کنند. اما این تنها به آن خاطر است که هنوز فرصتی برای انتقام دست نداده. در نخستین فرصت، تمام توان خود را برای زمین زدن او به کار خواهند گرفت. پس بدان که انسان تیزهوش و فهمیده، هیچوقت مورد اعتماد انسانهای متوسط و معمولی قرار نخواهد گرفت.

به نظر می‌رسد که هیچکس دوست ندارد احمق‌تر از ما به نظر برسد. به همین دلیل در بسیاری از مذاکره‌ها، برندگان مذاکره کسانی هستند که طرف مقابلشان، فکر می‌کند بیشتر از آنها می‌داند و می‌فهمد. مهم نیست که بگویند او ساده‌دل است. ما در پی تأیید طرف مقابل نیستیم. ما در پی نتیجه‌ی مذاکره هستیم.

 

مشارکت درساخت در مرکزعلمی تخصصی املاک برتر

با نام خداوند رحمان

مشارکت در ساخت

در مرکز علمی تخصصی املاک برتر ؛ دارای تقدیرنامه های متنوع و گواهینامه های متعدد بین المللی و موفق به اخذ و تائید ایزو در جهت رضایتمندی بیشتر مشتریان با مدیریت آقای مجیدمهدیقلی دارای مدرک Dr_DBAحقوق و مدیریت عالی املاک و مستغلات و با داشتن رزومه قوی و تجربه فراوان در خصوص تحریر و انعقاد و داوری قراردادهای سنگین و سخت ملکی 

آدرس : تهران خیابان شریعتی ابتدای خیابان خواجه عبدالله انصاری 

افتتاح املاک برتر

افتتاح مرکز علمی تخصصی  املاک برتر

دارای تقدیرنامه ها و گواهینامه های متعدد بین المللی و اخذ انواع گواهی های ایزو ؛  مدیریت یکپارچهims 9001 و رضایتمندی مشتریان 1004 و غیره

متخصص مشارکت در ساخت و انعقاد قراردادهای سنگین معاملات ملکی 

با مدیریت مجیدمهدیقلی

دارای مدرک دکترای dba

کارشناسی ارشد mba

گرایش مدیریت عالی ؛ حقوق ؛ املاک و مستغلات

کارشناس حرفه ائی املاک

کار آفرین 

نویسنده

ساختمان سازی 

مشاور سرمایه گذاری

مشاور

توسط تیمی متشکل از برترین ها و کارشناسان املاک دارای گواهینامه های بین المللی و مهندسین برجسته و خوشنام و دارای رزومه قوی 

در خدمت شما بزرگواران است.

تهران خیابان شریعتی ابتدای خیابان خواجه عبدالله انصاری پلاک ۱۵۱

تماس : ۰۲۱۲۶۶۴۴۰۳۳ الی ۵

۰۹۰۳۱۴۳۳۸۲۲

 

ساختمان سازی _ مشارکت در ساخت

با سلام

مجید مهدیقلی هستم

با کار گروهی به قدمت پنجاه سال سابقه 

هلدینگ ساختمان سازی

مشارکت در ساخت

کارشناس حرفه ائی املاک

فروش املاک کلنگی و مستغلات

مشاور سرمایه گذاری

تماس و واتساپ ۰۹۰۳۱۴۳۳۸۲۲

دوستان محترم لطفا از طریق لینک و آدرس زیر وارد کانال تلگرام گفتارهای حکیمانه شوید :

 دعوت به کانال به روز تلگرام گفتارهای حکیمانه

با موضوعات موفقیت مادی و معنوی

شامل : حکایتهای کوتاه ؛ شعر , انگیزشی ؛ عرفانی ؛ موفقیت ؛ مهربانی ؛ شادزیستن ؛ امیدواری

https://telegram.me/goftarhayehakimane

لطفا آدرس را کلیک کنید

 

سال 95 - سال میمون - دعوت به کانال گفتارهای حکیمانه در تلگرام

گفتارهای حکیمانه
سال 95 ، سال میمون هست.

رنگ سال: صورتی
گل سال: قاصدک
رایحه: یاسمین
فلز: طلا
شعار میمون: " من تفریح می کنم

میمون سمبل زیرکی و باهوش است و باعث شانس و خوشبختی می شود

و

 برايتان اينگونه دعا مى کنم,,,,,,, ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻤﻮﻥ بیفته...
ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﺑﻮﺩﯾﻢ؛
ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ  ته ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﻪ...
ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺫﻭﻕ ﻧﻔﺲ رو ﺗﻮ سینه مون ﺣﺒﺲ ﮐﻨﻪ... ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺩﻝ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﻪ... ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﻪ... ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﺳﯿﻊ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﮐﻦ... ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ بهارﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﯿﻢ؛

ﺩﻝ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﺳﺒﺰ ﮐﻦ... ﺍﻟﻬﯽ هرﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺳﻼﻣﺘﯽ ، ﺧﻨﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ... ﺍﻟﻬﯽ ﻧﻔﺴﻬﺎﺗﻮﻥ ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺷﻪ.... ﺍﻟﻬﯽ ﺳﻔﺮﻩ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﻪ... ﺍﻟﻬﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﺗﻮﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ... ﺍﻟﻬﯽ ﺩﻋﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠب می کنید، ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺑﺸﻪ...
https://telegram.me/goftarhayehakimane

گفتارهای حکیمانه
ارتباط با ما - ارسال مطالب - پیشنهادات - انتقادات
@majidmahdigholi

خصوصیات انسانهای نرمال

 

 

روان پزشکان به که می گویند نرمال؟

 

اخلاق بخش عمده‌ای از پیکره نرمال بودن را تشکیل می‌دهد

خصوصیات فرد نرمال :



۱ بخشندگی و دست و دلبازبودن:

فرد نرمال، فقط دریافت‌کننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و… کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود که به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.

۲ داشتن هوش اجتماعی:

فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.

۳ قدرت حل مساله:

فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌کند برای مشکلات خود راه‌حل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.

۴ گذشت، بخشندگی و مروت:

فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذره‌ای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.

۵ قدرت مقابله با استرس:

واقعیت این است که ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر می‌بریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرس‌ها مقابله یا از مکانیسم‌های مقابله‌ای برای رفع استرس‌ها استفاده کند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله کند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدان‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و… روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرس‌ها کنار بیاید. کسی که زود می‌شکند و در برابر اندک استرسی کمر خم می‌کند، نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیت‌ها را تحمل کند و در برابر این فقدان‌ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.

۶ قدرت مدیریت:

فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی که در آن زندگی یا کار می‌کند، داشته باشد و این به یک مدیریت ذاتی نیاز دارد.

۷ در نظر گرفتن جوانب احتیاط:

فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت کند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است که بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و… محتاطانه عمل و رفتار خود را کنترل کند.

۸ آموختن و آموزش:

فرد باید خودش را برای زندگی سرمایه‌گذاری کند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقع‌بینانه به سرنوشتی که بر او در زمان و مکان خاصی که قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد،طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان می‌دهد و دچار آسیب‌شناسی روانی می‌شود و در گروه بیماران قرار می‌گیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی کند.

۹ کنجکاوی و علاقه‌مندی:

انسان‌های بی‌تفاوت، بی‌احساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقه‌مند به موضوعات روزمره، انسان‌های نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیبایی‌ها را تقدیر و تحسین نمی‌کند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.

۱۰  آینده‌نگر بودن:

فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهت‌گیری داشته باشد و بداند چه آینده‌ای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامه‌ریزی کند.

۱۱ خلاقیت و نوآوری:

فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط کار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی که وابسته است، نمی‌تواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامه‌ریزی کند.

۱۲  شناسایی نیازها:

فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزش‌های وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیت‌های موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.

۱۳ شور و هیجان:

افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بی‌حال و بی‌احساسی که از خود شوق و شوری نشان نمی‌دهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی‌احساس هستند نه نرمال.

۱۴ عادل بودن:

عدالت صفت بسیار خوبی است که باید آن را در انسان‌های نرمال جستجو کنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بی‌تفاوتی، بی‌احساسی، بی‌توجهی، بی‌عاطفگی و… نشان می‌دهد.

 

 

نرمال بودن پیشینه  لازم برای موفقیت و عمر مفید همراه با عزت و لذت مادی و معنوی  میباشد.

دلی همچون دریا داشته باش

دلی همچون دریا داشته باش

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس به یاد موندنی بده
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .
شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد :...
"
بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "
پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "
پیر هندو گفت :
رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب

تفاوت دیدگاه آدم ها


تفاوت آدم ها
- آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

- آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

- آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

- آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

- آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

- آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

- آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

از خدا پرسيدم

 

از خدا پرسيدم:

خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

با اعتماد زمان حالت را بگذران

و

بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است

فقط

اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

·مهم اين نيست که قشنگ باشی ،

قشنگ اين است که مهم باشی!

حتي برای يک نفر

·مهم نيست شير باشی يا آهو

مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کنی

كوچك باش و عاشق...

كه

عشق می داند آئين بزرگ كردنت را

· بگذارعشق خاصيت تو باشد

نه

رابطه خاص تو باکسی

· موفقيت پيش رفتن است

نه

به نقطه ي پايان رسيدن

· فرقى نمي كند گودال آب كوچكي باشي يا درياي بيكران...

زلال كه باشي، آسمان در توست

دوستدار شما : مجید مهدیقلی

خداوند از تو سوال نمی کند؟؟

خداوند از تو سوال نمی کند؟؟


خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو

خواهد پرسیدکه چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟


 
خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد

 پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟


 
خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو

خواهدرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو

خواهدپرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد

 پرسیدآیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد

پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو

خواهدپرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید

 که چگونه انسانی بودی؟


خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی

رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به

عمارت بهشتی خود خواهدبرد.


خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه

 خواهدپرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس

شرمندگی می کردی؟

تسلیت بمناسبت ارتحال عارف بزرگوار حضرت آیت الله بهجت

ارتحال عارف کامل و پیامبر زمان و استاد بی همتا روانشناسی معنوی  و 

 عزیز خدا و رفیق حضرت صاحب الزمان و

دوست با معرفت اولیا و اوصیا را تسلیت عرض مینمایم و

به یقین که مقام آیت الله برازنده ایشان بود زیرا

رفتار ایشان نشانه صفات مورد پسند خداوند رحمان بود و

ایشان مرجع تقلیدی بود که

حقیقتا الگوئی نمونه به جهت تقلید خدا دوستان بود . 

 

ایشان روی زرق و برق دنیا را کم کرد و

به مال و مقام دنیا به چشم حقارت نگریست و

 شاید اصلا ندید چون چیزهائی را دیده بود که شاید هرکسی ندیده و نبیند و

 ایشان استادی بود که درسهایش را شفاهی نمیداد و

خود عمل میکرد و با عمل خود به دیگران آموزش میداد.

در ارتباط با ایشان درآینده مطالب و اسراری بیان میشود که

شاید باور آن در این دوره از زمان غیر ممکن باشد و

ممکن است که افسوس بخوریم از  مقایسه حال خود با ایشان . 

ایشان در زندگی اش سعی بسیار کرد که گمنام بماند و 

او همواره مشغول عشق بازی با معبود خود بود ولیکن

این عزت الهی است که ایشان را اینگونه عظیم ساخت

که پس از این  دوستداران الهی ِبیشتر می شناسند .

 

حیف و صد حیف ..............از اینکه از میان زمینیان رفت 

ولیکن امروز ملائک و فرشتگان مسرورند از ورود ایشان به عالم ملکوت و

ایشان به یقین موجب فخر آسمان است .

 

کوچکترین دوستدار این پیر طریقت

چی مشد اگه خدا........

 

 

 

 

چی می شد اگه خدا

امروز وقت نداشت به ما برکت بده  چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر کنیم .

چی می شد اگه خدا

فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم . 

چی می شد اگه خدا

امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .

 

   چی می شد که دیگه

شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .

 

    چی می شد اگه خدا

عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم .

 

چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .

 

     چی می شد اگه خدا

امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم

چی می شد اگه خدا

خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم 

چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

بیماری دروغگویی

 

بعضی برای کوچک نشدن و بعضی ها برای بزرگ شدن

به دروغ گفتن متوسل میشوند

همه ما طی روز با افراد دروغگو روبه رو می شویم . دوستان و یا همكارانی كه از شجاعت های خود داستانها می گویند و یا درباره ماجراهایی كه در زندگی گذشته برایشان پیش آمده روایت های پر از مبالغه را برای ما تعریف می كنند تا حدی كه شنونده شخصیت شخص دروغگو را همچون یك بیمار می پندارد ..

بعضی به دروغ همرنگ جماعت میشوند و آنی رنگ عوض میکنند.

بسیاری دروغگویی دایمی را همیشه به عنوان نشانه ای از وجود مشكل روانی در نظر می گیرند كه می تواند شامل بیماری هایی مثل توهم و خیالپردازی ، انواعی از بیماری های روانی و یا خود شیفتگی روانی باشد . در بعضی موارد نیز افراد دروغگو نشانه ای از وجود بیماری نداشته و صرفاً به دروغ عادت كرده اند . این گونه اشخاص صبح از خواب بیدار می شوند و انگار مجبور هستند كه تا شب دروغ بگویند . در این حالت باید نوع زندگی و كار آنها مورد بررسی قرار گیرد و شاید به دلیل نوعی اجبار كاری یا فشار در زندگی روزمره مجبور به دروغگویی می شوند .

دروغگوئی ابزار دست ضعیف النفسان است که بجای اینکه تلاش کنند با دروغ گفتن میخواهند ره صد ساله را یک شبه بروند .

بررسی نشان می دهد كه اكثر افراد طی روز از دروغ های مصلحت آمیز استفاده كرده اند . این دروغهای مصلحت آمیز اكثراً دلایل مشابهی دارند ؛ مثلاً اجتناب از توهین به دیگران و یا جلوگیری از اهانت به احساسات وعقاید اطرافیان ، پوشاندن و مخفی كردن اشتباهات شخصی  ، خودداری كردن از ایجاد دردسرهای بیهوده و ... اما هنگامی كه دروغ به عنوان یك روش و استراتژی برای مقابله با مشكلات روزمره دائماً به كار گرفته شود، بسیار مضر و در واقع نوعی بیماری خواهد بود . گاهی اشخاص به دلیل عدم ناتوانی كافی در انجام وظایف محوله و یا عدم علاقه در كار یا تحصیل به دروغ روی می آورند .

بعضی ها با دروغگوئی میخواهند بزرگها را کوچک کنند .

محققان می گویند : مردم گاهی برای كسب موقعیت های مهم كاری یا اجتماعی و یا در برخورد با مسؤولیت های مهم خانوادگی برای این كه بتوانند فرصت و مجالی برای خود بیابند به دروغ متوسل می شوند .

در واقع در بعضی حالات ، شخص دروغگو از داستان های خود به وجد می آید و از آنان لذت می برد .در بسیاری از این موارد دروغگویی در واقع عمق بخشیدن به آرزوهای شخصی برای احساس جذابیت و لذت حتی برای لحظاتی كوتاه است. ،او در واقع چهره ای از خود نشان می دهد كه دوست دارد آن گونه باشد و در واقع نشان از نقص شخصیت دارد .

بعضی کوچکها با دروغگوئی و فریب میخواهند در جای بزرگان بنشینند .

بسیاری از دروغگوها نشانه هایی ازعدم تعادل روانی و ضعف شخصیت را از خود نشان می دهند كه گاهی در تجربیات دوران كودكی و نحوه تربیت  ناصحیح خانوادگی اشخاص ریشه دارد .

همه ما رویاهای خود را داریم ، همه در برخورد با حقایق تلخ زندگی می خواهیم خود را ایمن كنیم و همه ما از ذكر ناملایمات و شكست های گذشته خود اكراه داریم ؛ اما باید توجه داشت كه هیچكدام از این مسائل نباید ما را به ورطه دروغگویی بكشاند .

نظر شما چگونه است ؟

 

قانون بدست آوردن قدرت

((راه هاي كسب قدرت دنیوی))

 

براي همه انسانها دستيابي به قدرت با احساس لذت بخشي همراه است.هيچكس نمي خواهد كه بعنوان فردي ضعيف و ناتوان در جامعه زندگي كندو از سوي ديگر دستيابي به قدرت براي همگان، امري ساده نيست و بعضي ها براي كسب قدرت راه هاي نادرستي را انتخاب مي كنند كه از آنها چهره خشن و نامطلوبي را به تصوير مي كشد.

در بازي قدرت حتي افراد بسيار ماهر مجبورند كه خود را در برابر حسادت زيردستان خود محافظت نمايند چون هر لحظه بيم آن مي رفت كه آنها او را از صحنه خارج كنند.

امروزه هر قدمي را كه براي كسب قدرت برمي داريم،بايستي رنگ و بوي تمدن، آزادي خواهي، عدالت، جامعه پسند و جوانمردانه داشته باشد.

 " اثری از رابرت گرین و ترجمه شهروز فرهنگ " 

«پس از خواندن متن کامل در ادامه مطلب »

حال

       شما نظرتان دراین خصوص چیست ؟

 

 

ادامه نوشته

خدا تنها کسی بود که حرف ها یم را باور کرد

گوشه ای از زندگینامه من

يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد ...
می توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذيرفت
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!!!!



 

ادامه نوشته

سال نو مبارک

دوستان عزیزم

التماس دعا

دوستتان دارم

 

خداوند دوبار می خندد  ...



خداوند دوبار می خندد  ...

دفعه اول

زمانی است که می خواهد کسی را به اوج برساند

درحالی که تمام دنیا سعی می کنند که او را به زمین بزنند

دفعه دوم

زمانی است که می خواهد کسی را به زمین بزند

در حالی که تمام دنیا می خواهند او را به اوج برسانند .

 

قربونت برم خدا ؛ تو بخند بر حیله های بدخواهان

 

عمر و زندگی

 

حسادت از موانع موفقیت مادی و معنوی

آنچه مینویسم دلیل بر مبرا بودن اینجانب نیست ؛ مینویسم تا خود نیز اینگونه

 تعلیم ببینم و یادم نرود و در اصل ؛  این دست نوشته ها پاسخ سوالات و مجهولات خودم میباشد .

 

انسان‌ها دوست دارند بهتر از دیگران باشند و اگر فرد ضعیفی احساس کند دیگران بهتر از او هستند و خودش در مرتبه پایین‌تری قرار دارد، دچار حسادت می‌شود.

شخص حسود با زبان حال دارد به خداوند اعتراض مى‏كند كه چرا فلان نعمت را به فلان كس دادى؟! اين چه حكمتى است و چه عدالتى؟! چرا به من نمى‏دهى؟!«حسود» در واقع معترض به حكمت الهى است و به همين دليل نوعى كفر و شرك خفى محسوب مى‏شود.

بعضی مواقع هم میشود که کسی از راه نامشروع به دارائی و مقام و .... رسیده ولیکن ما بازهم حسودی میکنیم  ؛ که اگر ما گوش شنوائی داشتیم ؛ می شنیدیم که میگویند صبر کن آخر و عاقبتش را ببین ؛ پس حسادت برای چه ؟ ما با حسادت طرف مقابل را بزرگ کرده و خود را ناچیز و خوار میکنیم .

عزت نفس و اعتماد به نفس باعث می‌شود فرد در هر شرایطی خودش را ارزشمند بداند و به دیگران حسادت نکند و آنچه را که دیگری بخاطر آن فخر فروشی میکند ؛  میبایست آنقدر بزرگ شوید تا آن برای شما حقیر شمرده شود و بی توجه باشید و این سخت ترین پاسخ است .

خدایا به داده هایت، به نداده هایت و به گرفته هایت شکر

زیرا در داده هایت نعمت، در نداده هایت حکمت، و در گرفته هایت مصلحت و امتحان است.

 

ادامه نوشته

اعتماد به نفس آری، خود پسندی هرگز

 

اعتماد به نفس آری، خود پسندی هرگز


گویند نخست وزیر سلسله تانگ یک قهرمان ملی بود چون در هر دو زمینه ی سیاست و نظامی رهبر موفقی بود اما او باوجود شهرت، قدرت و ثروتش او خود را یک مرید متواضع بودایی به حساب می آورد .

اغلب او به ملاقات پیشوای ذن مورد علاقه اش می رفت و زیر نظر او آموزش می دید و به نظر می آمد خیلی خوب با هم سر می کردند و نخست وزیر بودن او ظاهرا تاثیری روی روابط آنها نداشت ،ارتباط آنها به سادگی یک استاد قابل احترام و یک شاگرد مودب به نظر می رسید .
یک روز در حین دیدار معمول آنها ، نخست وزیر از پیشوا پرسید : " از نظر آیین بودایی ؛ خودپسندی چیست؟"
صورت پیشوا سرخ شد، با لحن مهربانی ولی مسخره و تو هین کننده ای ،جمله ای پراند:

"این دیگه چه  پرسش احمقانه ایه؟!"
این پاسخ غیر منتظره و این لحن توهین آمیز، نخست وزیر را تکانی داد و او کج خلق و عصبانی شد.

سپس پیشوای ذن لبخندی زد و گفت: " این نیز خودپسندی است."

ضررهای ناشی از خود پسندی  چیست ؟

 

مختار ثقفی که بود ؟

 

مختار ثقفی که بود ؟

 

 عاقبت کسانی که در حادثه کربلا دست داشتند

؛ چه شد؟

ادامه نوشته

آیا امام حسین ع قصد جنگ داشت ؟

 

آیا امام حسین ع قصد جنگ داشت ؟

 

ادامه نوشته

فتواي جنگ با امام حسين عليه السلام

 

قضیه فتواي جنگ با امام حسين عليه السلام چه بود ؟ 

قاضی شریح که بود ؟

 

 

ادامه نوشته