تصویر ذهنی در کلاس ریاضی  :

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد ؛ زنگ را زدند و بیدارشد و با عجله دو مسئله ای را که روی تخته نوشته شده بود یادداشت کرد ؛ و با این باور که استاد آنرا بعنوان تکلیف منزل داده  است به منزل برد وتمام آن روز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد ؛ هیچیک را نتوانست حل کند ؛ اما طی هفته دست از کوشش بر نداشت ؛ سر انجا م ِ  یکی از آنها را حل کرد و به کلاس آورد ؛ استاد به کلی مبهوت شد  ؛  زیرا آن را بعنوان  دو نمونه  از مسائل غیر قابل حل ریاضی  داده بود .

نسبت به نتیجه  این داستان نظر شما چیست ؟                                               برگرفته از وبلاگ گفتارهای حکیمانه

قدرت تلقین در یک باشگاه بدنسازی :

دریک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5کیلو گرم به رکورد همیشگی  ورزشکاری ؛ از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند ؛  اما  او موفق نشد ؛ سپس  از او خواستند 5 کیلو گرم کمتر از رکورد همیشگی  خود را امتحان کند  و ایندفعه او براحتی وزنه را بلند کرد ؛ و این مسئله برای ورزشکار جوان ودوستانش  امری طبیعی بود ولی برای طراح این آزمایش ؛  هیجان انگیز و باور نکردنی  ؛ زیرا اطلاعات غلط به ورزشکار مذکور دادند ؛ زیرا وزنه  دفعه اول 5 کیلو کمتر از رکورد همیشگی بود و وزنه  دفعه دوم  5 کیلو بیشتر از رکورد همیشگی  .

 

به نظر شما علت چیست ؟

حکایت خرچنگ دریائی :

خرچنگ دریائی لاک ضخیمی بر پشت دارد که اندامش را محافظت می کند ؛

 این جانور با داشتن این لاک که جسم او را محبوس کرده است نمی تواند رشد کند ؛

 تنها با دور انداختن این لاک است که می تواند رشد کند و بزرگ شود ؛

وقتی خرچنگ دریائی لاکش را از خودش جدا می کند ؛

در حقیقت سپر بلای خود را از دست می دهد و آسیب پذیر می شود ؛

 زیرا تا وقتی که لاک تازه ای بر پشتش نروید ؛

پوستی نازک دارد که قدرت حفظ او را در برخورد با تخته سنگها و در برابر جانوران دیگر ندارد ؛ ولیکن او برای رشد بیشتر ؛ مایل است زندگی اش را به خطر بیندازد .

 

نتیجه شما از این موضوع چیست ؟

 

رد پا  :

خواب دیده بود در ساحل دریا در حال قدم زدن با خداست ؛

 روبرو در پهنه آسمان صحنه هائی از زندگیش  به نمایش در آمد ؛

متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا در ماسه فرو رفته است ؛

یکی جای پای او ودیگری جای پای خدا ؛

وقتی آخرین صحنه از زندگیش به نمایش در آمد ؛ متوجه شد که ؛

خیلی از اوقات سخت ترین وناراحت کننده ترین لحظات زندگی او بوده است ؛

واین او را رنجاند و از خدا سوال کرد :

خدایا ! توگفتی چنانچه تصمیم بگیرم که با تو باشم  همیشه همراه من خواهی بود ؛

ولی متوجه شدم در بدترین شرایط زندگی فقط یک ردپا وجود دارد و نمی فهمم چرا ؟

نمی فهمم چرا در موقعی که بیشترین احتیاج را به تو داشتم  مرا تنها گذاشتی ؟

و خدا پاسخ داد : فرزند عزیز و گرانقدر من ؛

تو را دوست دارم و هرگز تنهایت نگذاشتم ؛

زمانی که تو در آزمایش و رنج بودی فقط یک جای پا می دیدی ؛

و این درست زمانی بود که من تورا بر  دوش گرفته بودم .

نجوا :  

بگذار به جای اینکه دعا کنم تا از خطر در ایمن باشم

                بی مهابا به مصاف آن بروم

بگذار بجای آنکه برای تسکین دردم التماس کنم

             توانائی غلبه بر آن را داشته باشم

بگذار بجای اینکه در جبهه نبرد زندگی بدنبال متحد بگردم

            به توانمندیهای خود متکی باشم

بگذار بجای اینکه نگران خود باشم

دل به صبری ببندم که آزادیم را نوید میدهد

عطائی کن تا از بزدلی فاصله بگیرم

 و رحمت تورا نه تنها در موفقیت هایم

بلکه همچنین آن را در شکستهایم احساس کنم .

   « رابینت دارنات تاگور » برگرفته از کتاب شما عظیم تر از آنید

خدا عظیم نیست او عظمت است!!!!!!!!!!!!!

خدا عظیم نیست او عظمت است ؛ خدا مهربان نیست او مهربانی است ؛ خدا عاشق نیست او عشق است ؛ و این عظمت ومهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد ؛ وقتی دست ناتوانی را می گیریم ؛ یا با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده گوش می سپاریم ؛ یا گره از کار کسی می گشائیم ؛ جهان در انتظار ظهور ماست ؛ کار خدا خلق انسان بود ورسالت انسان تجلی خداوند بر روی زمین ؛ انسان نردبانی است که خداوند توسط آن از فراز آسمانها بر زمین گام می نهد و ما عظیم تر از آنیم که می پنداریم .

                                            برگرفته از کتاب مسعود لعلی

ازخدا هر چه خواستم به دست نیاوردم !!!!!!!!!!!!!!

از خدا قوت طلبیدم تا بتوانم آنچه راکه میخواهم بدست آورم .

ضعیف شدم تا اطاعت کردن را بیاموزم .

سلامتی وقدرت  خواستم تا کارهای بزرگتر انجام دهم .

ضعیف شدم تا کارها را بهتر انجام دهم .

از خدا ثروت خواستم تا بتوانم در زندگی خوشحال باشم .

فقیر شدم تا شاید عاقلانه رفتار کنم .

از خدا قدرت خواستم تا به انسانها کمک کنم .

ضعیف تر شدم تا نیاز به خدا را احساس کنم .

از خدا همه چیز خواستم تا از زندگی لذت ببرم .

خدا به من زندگی بخشید تا از همه چیز لذت ببرم .

ازخدا هر چه خواستم به دست نیاوردم ؛ ولی خدا بهتر از آن را داد و من نفهمیدم .

 

                                 برگرفته از کتابی به ترجمه مهندس علی اکبر قاری نیت 

مناجات :

چو شنیدی سخن حق !!!! مگو که خطاست !!!!

پیشاپیش ! سالگرد معلم شهید « دکتر علی شریعتی » به تمامی دوستداران وی تسلیت میگویم

خدایا : به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ؛ مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود ، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن !

 

از خدا خواستم

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد .

فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی 

ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند .

فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ،آموخته می شود 

از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند .

فرمود : من به تو برکت می دهم ،خوشبختی برعهده خودت است 

ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن .

فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند 

از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند .

فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ و برگ هایت را هرس کنم تا پر بارتر شوی 

از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ،از زندگی لذت ببرم ،به من بدهد .

فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری

از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ،به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند .

فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ،از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخصی باشی ، اما برای من  ِ شايد يک دنيا باشی

دعاهای دکتر علی شریعتی

 ای خداوند به علمای ما مسئولیت ، به عوام ِ ما علم ، به مومنان ما روشنائی ، به روشنفکران ِ ما ، ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ِ ما ، تعصب ، به زنان ما انان ِ ما اصالت ، به اساتید ما عقیده ، به دانشجویان ما ... نیز عقیده ، به خفتگان ما بیداری ، به بیداران ما اراده ، به مبلغان ما حقیقت ، به دینداران ما ، دین !!به نویسندگان ما تعهد ، به هنرمندان ما درد ، به شاعران ما شعور ، به محققان ما هدف ، به نومیدان ما امید ، به ضعیفان ما نیرو ، به محافظه کاران ما ، گستاخی ، به نشستگان ما قیام ، به راکدان ِ ما ، تکان ، به مردگان ِ ما ، حیات ، به کوران ِ ما نگاه ، به خاموشان ما ، فریاد ، به مسلمانان ما ، قرآن !!به شیعیان ما ، علی !!به فرقه های ما وحدت ، به حسودان ما شفاء ، به خودبینان ما ، انصاف ، به فحاشان ما ادب ، به مجاهدان ما صبر ، به مردم ما ، خودآگاهی ، و به همه ی ملت ما ، همت؛ِ تصمیم ، استعداد ؛ فداکاری ؛ شایستگی ؛ِ نجات و عزت ، ببخش...